تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
گفته‌اند كه « ال ياسين » اسم الياس است وأو دو نام داشت : الياس وإل ياسين . مانند إبراهيم وآبراهام . گواه اين مطلب همچنين آن است كه تمامى ألفاظ « سلام » كه در سورهء صافات آمده است ، سلام بر پيامبرى است كه خاندان وپيروان أو ذكر نشده‌اند ، در لفظ « إلياسين » نيز مراد ، سلام بر الياس است بدون خاندانش ، يا چنانكه پيش از اين أشارت شد ، وى الياس بن ياسين است كه الياس ، آل ياسين بوده است . در عين حال در اين باره نظر ديگرى هم وجود دارد كه مىگويد مراد از آن « آل سرور يا محمد ( ص ) » است كه عموم قاريان مدينه آن را « سلام على آل ياسين » يعنى با قطع آل از ياسين خوانده‌اند ؛ در نتيجة برخى آن را به « سلام بر آل محمد ( ص ) » تأويل مىكنند ، حال آنكه سومين گروه معتقدند كه « ياسين » نام قرآن كريم است وتو گويى مىفرمايد سلام خداوند بر كسى كه به كتاب خداوند كه همان ياسين باشد ، ايمان آورد . « 1 » عهد عتيق داستان آن پيامبر بزرگوار را در « سفر أول پادشاهان » مىآورد ومقرّر مىدارد كه « آحاب بن عمرى » ، پادشاه إسرائيل ، همچون پيشينيان خود مرتكب أنواع گوناگون بدى شد وچه بسا يكى از أسباب چنين عملكردى آن بود كه اخاب با « إيزابل » ، دختر « ايثبعل » پادشاه صور ازدواج كرد كه از شخصيتى بس قوى برخوردار بود ، به دنبال آن توانست كاملا بر همسر خويش مسلّط شود تا آنجا كه اين ازدواج مخالفت شديدي را در ميان بني إسرائيل به رهبرى پيامبر خدا ، إيليا برانگيخت ، از آن روى كه « إيزابل » صوري « 2 » در واقع تنها انديشه‌هاى حكم
هامش
( 1 ) . تفسير طبري ، 23 / 95 - 96 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 31 ؛ تفسير فخر رازي ، 26 / 162 . ( 2 ) . اينكه در برخى از مراجع عربى آمده است كه اين واژهء صوري « إيزابل » ( چنانكه آن را أربيل مىنامند همان دختر ملكهء سبأ است كه پس از آحاب ( لاجب يا آجب ) با هفت پادشاه از پادشاهان بني إسرائيل ازدواج كرد وآنان را ترور كرد وكشت وهفتاد فرزند به دنيا آورد ومعمره بود وأو بود كه يحيى ( ع ) را كشت ( ماوردى ، اعلام النبوّة ، ص 52 ، ثعلبى ، قصص الأنبيا ، ص 244 ) وچه بسا اينان اين ملكهء صوري ( إيزابل ) را با دخترش « عثليا » كه با « يهورام » ( 849 - 842 ق . م ) ، پادشاه يهود اشتباه گرفته‌اند كه وى نيز همچو مادرش بر شوهر خويش چيره شد وپرستش « بعل » را به ميان قبيلهء يهودا آورد واز قتل نيز به عنوان يك افزار سياسي سود جست ، همچنين در نتيجهء تأثير قوى ونامحدود أو بر شوهرش ، تنها به اين بسنده نكرد كه مردم صور « بعل » را بپرستند بلكه مصمّم شد ، « بعل » پرستى را به عنوان دين رسمي تمامى شهرها تثبيت كند وشايد براي آنكه هر گونه مخالفت با سياست بت پرستى را از بين ببرد ، شش تن از برادرانش را همچو بسيارى از نژادگان كشت وهمچنين رقابت براي جلوس بر تخلت نيز از عواملي بود كه نقش خود را در اين كشتار هولناك بازى كرده است . در هر صورت پس از أو فرزندش أخزيا از عثليا بنت إيزابل وآحاب جانشين أو شد ، اما أو نيز پس از يك سال كشته شد وعثليا كه رغبت بسيار به فرمانروايى داشت ، فرصت را غنيمت شمرد وتمامى پسران آن خانواده را كشت ( مگر طفلى را كه كاهن بزرگ در معبد پنهان كرد ) . آنگاه به طور رسمي پرستش بعل صور را در قدس ( پايتخت ) وتمامى شهرها اعلام كرد . از اين روى برخى به اين نظرگاه گرايش يافته‌اند كه أو به
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 205 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو