نظر دارند ، امّا نظر بهتر آن است كه در بلاد عرب ويا سرزمينهاى عرب نشين ( نجد ، عمان يا سرزمينهاى شمالي عرب ، در شمال غربى مدينهء منوّره ، شام ، حوران ، لجاة يا در مرزهاى أدوم يا در خود أدوم يا فلسطين ويا در جنوب شرقي آن ) واقع است . به عبارت ديگر يا در شبه جزيرهء عربستان ويا در باديهء شام قرار دارد « 1 » وچه بسا تعيين آن در باديهء شام به دو دليل برتر وبهتر باشد ، نخست همان كه بيشتر مورخان ومفسران ياد كردهاند كه أيوب ( ع ) از زادورود « عيص » يعنى عيسو بن إسحاق بن إبراهيم ( ع ) بوده كه همچنين « أدوم / سرخگونه » ناميده مىشد وأدوميان كه در دورترين نقطهء بلاد شرق أردن وجنوب وادى « الحسا » مىزيستند به أو منتسب هستند ؛ دوم آنكه در حديث مشهور أبو ذر كه در ذكر پيامبران ورسولان است ، پيامبر أكرم ( ص ) مىفرمايد : « چهار كس از پيامبران عرب هستند ، هود وصالح وشعيب و - اى أبو ذر - پيامبر تو » « 2 » ودر روايت ديگرى آمده است : « چهار كس از ( پيامبران ) از عرب هستند : هود وصالح وشعيب ومحمد عليه السلام » . « 3 »
همچنين برخى از دانشوران معتقدند كه ايّوب ( ع ) مصرى بوده است ، دليلشان اين است در اثناى اين سفر در جاى جاى آن آثار فرهنگى بسيارى از مصر به ما رسيده است وسفر أيوب در واقع تصوير راستينى از داستان ناميمون ديرين « 4 » مصرى است به نام « نااميد از زندگى » . « 5 » از اين گذشته از اهرام وگورهايى هم كه پادشاهان براي خود مىساختند ، سخن در ميان آمده ونيز از پاداش وكيفر وزندگى پس از مرگ ونابودنشدن مردم در بيابانهاى « شئول » سخن گفته است . « 6 » اين باور پيشينيانشان بود ، وچنين معروف است كه عبرانيان - بنا بر آنچه در
هامش
( 1 ) . جواد على ، پيشين ، 1 / 631 ؛ قاموس الكتاب المقدس ، 1 / 148 ؛ نيز :J . Hastings A Dictionary of the Bible p . 200 - 469.
( 2 ) . تفسير ابن كثير ، 1 / 891 - 892 ؛ البداية والنهاية ، 1 / 120 .
( 3 ) . تفسير نسفى ، 1 / 263 - 264 .
( 4 ) . فؤاد حسنين ، پيشين ، ص 145 .
( 5 ) . نااميد از زندگى ( سرگشته ) / محمد بيومى مهران ، الثورة الاجتماعية الأولى في مصر الفراعنة ، ص 10 - 12 .
( 6 ) . دربارهء شئول بايد گفت كه عبرانيان ، چنانكه از نصوص عهد عتيق فهميده مىشود ، باور داشتند كه امكان ندارد كه انسان بركتها وحكم خدا را جز در اين دنيا وبه صورت جسمي دريافت دارد ورستاخيز همان بازگشت به زمين است ، زيرا روح به هنگام مرگ به عالم فروترى به نام « شئول /Sheol» سقوط مىكند واين شئول يا عالم سفلى مفهومي نقيض ضوء وزندگى دارد وبه نيستى ونسيان نزديكتر است كه به بشر همچون وحوش مىنگرد ودرهايش را در برابر هر احتمال گريزى بر آنان فرو مىبندد وباشندگانش تنها سايههاى مردگان هستند كه ويژگى خاص آنان ضعف شديد است ورابطهاى نيز با فرمانپذيرى از خداوند ندارند « چرا