رنجى بر جاى نماند وجوانى وزيبايى پيشين خود را - بلكه بهتر از آن را - به دست آورد ، به أطراف مىنگريست وأهل ومالش را به لطف الهى دو چندان مىديد ، حتى آن آبى را كه به آن تن شست ، تا اينكه پروانهاى زرين پر زد وبر سينهاش نشست ، راوي مىگويد آن را با دستش به سينهء خويش مىچسباند . احمد به سند خويش از أبو هريره روايت كرده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : در حالي كه أيوب عريان تن مىشست پروانهاى از زر بر أو فرو افتاد ، أيوب ( ع ) آن را به لباس خويش فرو پوشاند ، پروردگارش ، عزّ وجلّ ، أو را ندا داد كه اى أيوب آيا تو را از آنچه مىبينى بي نياز نگرداندهام . گفت : پروردگارا ، چرا ! امّا من از بركت تو چگونه بي نياز توانم بود « 1 » » . از ميان محدّثان بخارى نيز به روايت از عبد الرزّاق آن را نقل كرده است . « 2 »
همچنين از قول أبو هريره از پيامبر أكرم ( ص ) روايت شده است كه گفت : « وقتي خداوند متعال ايّوب را شفا داد ، انبوهى از پشههاى زرين بر أو فرو باراند وأو نيز با دست خويش آنها را بر مىداشت ودرون جامهاش مىگذارد ، مىفرمايد ، آنگاه به أو گفته شد : اى أيوب آيا سير نشدهاى ؟ گفت : پروردگارا ، كيست كه از بخشايش تو سير شود « 3 » » .
امّا أهل تأويل دربارهء « أهل أيوب » كه خداوند متعال در سورهء أنبيا در حقّشان مىفرمايد :
« وَآتَيْناهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا »
ويا اينكه در سورهء ص مىفرمايد :
« وَوَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا »
اختلاف نظر دارند كه آيا آنان همان خانوارى هستند كه خداوند در دنيا به أو داد ، يا اينكه مراد از آن وعدهاى است كه خداوند در آخرت به ايّوب داده است ؟
برخى در پاسخ اين پرسش گفتهاند كه خداوند متعال در دنيا همانند خانوادهاش كه از ميان رفته بودند ، به أو داد وخود آنان دوباره به نزد أو باز آورده شدند وخداوند متعال به ايّوب وعده داد كه در آخرت آنان را فرا - هم - آورد . « 4 » ابن مردويه وابن عساكر از طريق جويبر ضحاك از ابن عباس ( رضا ) روايت كردهاند كه گفت : از رسول خدا ( ص ) دربارهء مفهوم عبارت قرآني
« وَآتَيْناهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ »
پرسيدم ، فرمود : « خداوند متعال همسرش را به أو باز گرداند وبسى بر جوانىاش افزود تا اينكه بيست وشش پسر براي أو به دنيا آورد » . بنابراين ، معنايش آن است كه خداوند در اين دنيا همان شمار برابر با آن بلكه افزون به أو داد . « 5 » يا اينكه آنان
هامش
( 1 ) . مسند أحمد بن حنبل ، 2 / 314 .
( 2 ) . صحيح بخارى ، 1 / 78 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 61 ؛ روح المعاني ، 17 / 81 .
( 3 ) . تفسير ابن كثير ، 3 / 303 .
( 4 ) . تفسير طبري ، 17 / 72 .
( 5 ) . روح المعاني ، 17 / 81 .