گفتارهاى سست پايه در اين باره درست نيست . بلكه أو به يك بيمارى طبيعي امّا ديرپاى گرفتار آمد كه ساليانى زمان برده كه آدمي در شرايط عادى نمىتواند آن را تاب آورد ، آنگاه بر اين حقيقت نيز بايد تأكيد گذارد كه بيمارى أو صرفا جسماني نبوده بلكه نگرانىهاى روانى ناشى از فقدان مال وأهل وفرزند را نيز بايد بر آن افزود « 1 » ، از اين روى خداوند متعال مىفرمايد :
« وَوَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ »
به دنبال آن حدّ معمول اين قصه - چنانكه سيد قطب مىگويد - آن است كه أيوب ( ع ) چنان بوده كه در قرآن كريم آمده است ؛ بندهاى صالح وتوبه كار كه خداوند أو را به مصيبتى آزمود وأو نيز صبري نيكو در پيش گرفت ومعلوم است كه مصيبت أو در مال وأهل وفرزند بوده است . اما أو همواره در سايهء رحمت الهى واطمينان به أو چشم دوخته به خشنودى مقرر خداوند راه سپرد وشيطان ياران راستين اندكشمارش را نيز كه بر أو وفادار مانده بودند ، از جمله همسرش را وسوسه كرد وبه اين گمان افكند كه اگر خداوند أيوب را دوست مىداشت ، پس چرا أو را به چنين بلايى گرفتار كرده است وآنان نيز اين سخنان را با أو مىگفتند وأو هم از اين سخنان بسى بيشتر از بيمارى وبلاى خويش رنج مىبرد ، چنانكه وقتي زنش بخشي از اين وسوسه را با أو در ميان گذاشت ، سوگند خورد كه اگر خداوند أو را شفا دهد ، به شمار مقرّر - كه برخى گفتهاند يكصد بوده - حتما همسرش را تازيانه خواهد زد « 2 » در هر صورت خداوند متعال دعاى بندهاش ، أيوب را روا داشت وأو را از آن بيمارى بهبود بخشيد به نحوى كه تندرست شد ورنج فقدان أهل را نيز از بين برد وبهتر از آنان جايگزين ساخت ، چنانكه برخى گفتهاند به جاى آن فرزندانش ، فرزندانى دو برابر آنان به أو داد ويا اينكه فرزندان ونوادگانى به أو بخشيد . خداوند متعال مىفرمايد :
« ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَشَرابٌ * وَوَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ * وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَلا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
/ [ فرمان داديم : ] پايت را به زمين بزن . [ به ناگاه ] آن [ چشمهاى شد ] مهيّاى غسل ، خنك وآشاميدنى وبه عنوان بخشايشى از سوى خود وپندى براي خردمندان خانوادهاش وهمسان آنان همراهشان به أو عطا كرديم و [ فرمان داديم ] كه دستهاى از شاخهها را بگير ، آنگاه با آن [ زنت ] را بزن وسوگند مشكن . ما أو را به راستى شكيبا يافتيم . [ أيوب ] نيكبندهاى بود .
أو رو به سوى خدا داشت » [ ص ، 43 - 44 ] . امّا اينكه مىفرمايد : « أركنى برجلك هذا مغتسل
هامش
( 1 ) . صابونى ، النبوّة والأنبياء ، ص 267 .
( 2 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 3021 .