تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
مفسران دربارهء مدت وشدت بلاى أيوب ( ع ) همداستان نيستند ودر روايتي مدّت آن هجده سال مقرر شده ، چنانكه ابن شهاب از انس روايت كرده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : « ايّوب هجده سال به بلا گرفتار بود تا آنكه خويشاوند وبيگانه أو را نپذيرفتند مگر دو مرد از برادرانش كه هر صبح وشام به نزد أو مىرفتند ، چنانكه يكى از آن دو روزى به ديگرى گفت : سوگند به خداوند أيوب مرتكب گناهى شده كه چنان گناهى از هيچ كس از جهانيان سرنزده است ، آن ديگر به أو گفت : چه گناهى ! گفت : طىّ هجده سال خداوند أو را نبخشود وگره از كأرش نگشود ، وقتي به نزد أيوب رفتند ، آن مرد تاب نياورد واين امر را با أيوب ( ع ) باز گفت ، آنگاه ايّوب گفت : نمىدانم چه مىگوييد ، جز آنكه خداوند مىداند كه گذر من بر دو كس افتاد كه در منازعهء خويش خداوند را ياد مىكردند ، پس به خانهء خويش باز مىگردم وناپسندى ياد كردن خداى را جز به حق از آنان پنهان داشتم » . « 1 » اما در روايت ديگرى از حسن بصرى روايت شد كه گفت : أيوب ( ع ) پس از آنكه أو را در مزبله انداختند هفت سال ويك ماه درنگ كرد وديگر هيچ مال وفرزند ودوستى براي أو بر جاى نماند ، مگر همسرى مهربان كه همپاى أو شكيبايى ورزيد وهمواره براي أو خوراك مىآورد وبا أيوب خداى را سپاس مىگفت ، أيوب همچنان به حمد وستايش الهى وبردبارى در برابر آزمون الهى پايبند بود . همچنين در روايت ديگرى آمده است كه ضحاك ومقاتل گفته‌اند : كه وى هفت سال وهفت ماه وهفت روز وهفت ساعت گرفتار بلا بود . نيز در روايتي ديگر وهب در اين باره گفته است كه مدت گرفتارى أيوب سه سال بوده است . وبرخى نيز بنابر روايت ديگرى مدت آن را سيزده سال ذكر كرده‌اند . « 2 » مفسران را باور بر اين است كه شدت بيمارى أيوب به آنجا رسيد كه أو را در بيرون از شهر به مزبله‌اى انداختند وآنجا جز زنش كسى به أو نزديك نمىشد ومردم ، حتى مؤمنان به أو كه سه كس بودند ، أو را ناخوش داشتند « 3 » ووقتي ديد كه به چه بلايى گرفتار آمده أو را ترك كردند وبي آنكه از دينش دست بردارند ، أو را متهم كردند . در تفسير طبري از حسن بصرى روايت
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 22 / 205 ، 26 / 214 ، تفسير طبري ، 23 / 167 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 60 . ( 2 ) . تفسير طبري ، 17 / 70 ؛ تفسير روح المعاني ، 17 / 80 ؛ تفسير فخر رازي ، 22 / 206 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 301 . ( 3 ) . نسفى در تفسير ( 4 / 43 ) گفته است : چنين روايت شده كه سه كس از مؤمنان به ديدار أو مىآمدند ، يكى از آنان برگشت واز أو پرسيدند وگفته شد : « شيطان أو را به چنين بلايى گرفتار كرده وخداوند پيامبران ودرستكاران را به چنين روزى نمىافكند » .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 187 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو