تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
[ زنت ] را بزن وسوگند مشكن . ما أو را به راستى شكيبا يافتيم . [ أيوب ] نيك بنده‌اى بود ، أو رو به سوى خدا داشت » [ ص ، 41 - 44 ] . « 1 » در عين حال قرآن كريم به اين حقيقت أشارت دارد كه أيوب ( ع ) از نوادگان إبراهيم خليل ( ع ) است ، چنانكه مىفرمايد :
« وَمِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَسُلَيْمانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسى وَهارُونَ وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
/ واز فرزندان أو ( إبراهيم ) داوود وسليمان وأيوب ويوسف وموسى وهارون [ را نيز هدايت كرديم ] . وبدينسان به نيكوكاران پاداش مىدهيم » [ انعام ، 84 ] . از اين روى عموم دانشمندان را نظر برآن است كه وى از سلالهء « عيص / عيسو » بن إسحاق بن إبراهيم ( ع ) وبنا بر روايت ابن عساكر ، مادرش دختر لوط ( ع ) بوده است . وبر أساس نظري ديگر وى از روم بود ، وابن إسحاق گفته است كه : مردى از روم بود به نام أيوب بن موص بن زراح بن عيص بن إسحاق بن إبراهيم خليل ( ع ) . به نظر مىرسد كه در اينجا دربارهء واژهء « روم » اشتباهى اتفاق افتاده است ، بلكه منظور « أدوم » ونه « روم » است ، از آن روى كه عيسو ( عيص ) بن إسحاق ( برادر همزاد يعقوب ) « أدوم / سفيد پوست » نيز ناميده مىشد وآنان كه در دورترين نقطهء بلاد شرق أردن وجنوب درّه « الحسا » مىزيستند وپايتخت آنان « پترا « 2 » » بود وبه « ادوميان » شهرت داشتند ، به أو منتسب هستند . در عين حال گروه سوّمى را نيز عقيدة بر آن است كه پدر ايّوب ( ع ) از زمرهء كساني بود كه به إبراهيم ( ع ) گرويد ودر روايت ديگرى منتسب به ابن إسحاق چنين آمده كه أيوب ( ع ) از بني إسرائيل بوده است . دربارهء تبار أيوب هر آنچه كه گفته‌اند ، متقن نيست مگر آنكه نام پدرش « اموص » بود . در هر حال نظر درست در نگاه بسيارى از مفسران ومورخان آن است كه وى از سلالهء عيص بن إسحاق بن إبراهيم ( ع ) است ، امّا همسرش همان « ليا / دنية » دختر يعقوب ( ع ) بوده ، ونيز گفته‌اند كه وى « رحمة » دختر أفرايم بن يوسف يا « ماضر » دختر « منسى » بن يوسف ( ع ) بوده است . بنابراين ايّوب ( ع ) پيش از موسى ( ع ) مىزيسته است . ابن جرير مىگويد : كرموى پس از شعيب مىزيسته است . همچنين در متون تاريخي آمده كه وى در زمان يعقوب ( ع ) پيامبر بوده ونود وسه سال عمر كرده است . امّا ابن أبي خيثمة باور دارد كه وى پس از سليمان بوده ، كه اين موضوع را پس از اين به تفصيل مورد بررسى قرار خواهيم داد . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفاسير معتبر ذيل آيات پيش گفته . ( 2 ) . براي تفصيل بيشتر ونيز مراجع ( محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 2 / 547 - 552 ) . ( 3 ) . روح المعاني ، 17 / 80 ؛ تفسير فخر رازي ، 22 / 203 ؛ تفسير نسفى ، 3 / 86 ؛ البداية والنهاية ، 1 / 220 - 221 ؛