سست نشد واز جاى نلغزيد وبا تمامى اينها از در بردبارى تمام وايمانى كامل روبهرو شد .
آن حضرت در هر دو حالت آسايش ورنج در خشنود نگاه داشتن خداوند از خويش وبه خاك ماليدن دماغ شيطان ، سرمشقى براي بندگان صالح خداوند بود .
در عين حال طبري در تفسير خود روايت كرده است « 1 » : إبليس از خداوند درخواستى كرد وگفت : آيا از بندگانت كسى هست كه مرا بر أو چيره گردانى وأو از فرمان من سرباز زند ؟
خداوند متعال فرمود : آرى هست وأو أيوب است . آنگاه شروع به وسوسهء أو كرد در حالي كه أو إبليس را عيان مىديد وبه أو توجهى نمىكرد ، آنگاه إبليس گفت : پروردگارا ، أو از من سر باز زد ، پس مرا بر حال أو چيره بگردان ، آنگاه به نزدش مىآمد ومىگفت : « فلان وبهمان مال تو از ميان رفته است » . أيوب در پاسخ أو مىگفت : خداوند بخشيده وأو باز مىستاند ، سپس خداى را سپاس مىگزارد . آنگاه إبليس گفت خداوندا ، أيوب از من باكى ندارد ، مرا بر فرزندانش چيره بگردان . آنگاه آمد وآن خانه را از بنياد جنباند وتمامى فرزندانش مردند ، پس شيطان به نزدش آمد وبه أو خبر داد ، امّا باز أو توجهى نكرد ، آنگاه گفت : پروردگارا ، أو را از مال وفرزند باكى نيست من را بر تن أو چيره بگردان ، به أو رخصت اين كار داده شد وأو آمد ودر زير پوست أيوب دميد كه در اثر آن زخمهايى بزرگ وبه دنبال آن دردى جانكاه دامن أو را گرفت كه ساليانى گريبانگير اين بيمارى زيست . « 2 » با اين حال چنان بردبارى ورزيد كه به طرزى شگرف براي هميشه ضرب المثل شد ، وشكيبايى وايمانش زبانزد تمامى قرون ونسلها گرديد ، به گونهاى كه در خبري صحيح وبه راستى از پيامبر اسلام ، محمد رسول اللّه ( ص ) روايت شده است كه مىفرمايد : « بلاديدهترين مردمان ، پيامبران ، آنگاه صالحان وپس از آن هر آن كس كه [ در رفتار وكردار وباور ] هر چه بيشتر همانند آنان باشد ( برترينها ) ، هر شخصي بر حسب دين خويش آزموده مىشود واگر در دين خويش استوارتر باشد ، بر آزمايشهاى أو نيز افزوده مىشود » . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 26 / 212 .
( 2 ) . بسيارى از عالمان معترض اين روايت شدهاند ، چرا كه شيطان هرگز توان بيمار كردن وبه رنج افكندن كسى را ندارد ، چه رسد به آنكه أو كسى از پيامبران باشد ، خداوند متعال از شيطان حكايت كرده كه گفت :« وَما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي »در اين آية تصريح دارد كه أو بر بشر - جز وسوسه كردن وأو را به انديشهء باطل افكندن قدرتى ندارد ( تفسير فخر رازي ، 26 / 213 ) .
( 3 ) . البداية والنهاية ، 1 / 222 ؛ مسند أحمد ، 1 / 172 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 301 .