تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مرا در اين مكان نگذارده‌اند ، بلكه دستان نيرومند پادشاه است كه مرا در خانهء پدرانم گذارده است » « 1 » . آنگاه اين شهر همچنان « اورسالم » ناميده مىشد تا وقتي كه « يبوسيان » در دوران ضعفي كه دامنگير امپراتورى مصر شد ، آن را جدا ساختند ونام « يبوس » را بر آن نهادند ، تا اينكه داوود ( ع ) ( 1000 - 960 ق . م ) آمد وآن شهر را از ايشان بازپس گرفت . آنگاه آن را به عنوان پايتخت دولت خويش برگزيد و « تابوت عهد » را به آنجا آورده نام « مدينة داوود / شهر داوود » بر آنجا گذارد واز آن پس آن شهر مقدّس به مركزى براي زندگى سياسي وديني تبديل شد . در عين حال پژوهشگران دربارهء تغيير نام ديرين اين شهر اختلاف نظر دارند ، برخى گفته‌اند نام ديرين آن براي عبرانيان بيگانه بود ، گروهى نيز معتقدند كه استمرار اين نام مايهء جاودانگى الهيات بيگانه مىشد . برخى از كسان را عقيدة بر آن است كه داوود ( ع ) مىخواست نامش بر اين شهر ، يا حتّى بر بخشي از آن ، جاودانه بماند ، واين به آن علت بود كه يهود نام « يورشالهايم » يا « أورشالم » را با افزودن يك واژهء عبرى ، به اين شهر اطلاق كردند تا از حيث تلفّظ نيز عبرى باشد ، اين تغيير نام به هر دليل كه بوده باشد ، هرگز نام جديد نتوانست جايگزين نام ديرين شود كه ريشه در دل وجان آن قوم داشت . « 2 » اين شهر در كتيبه‌هاى آشورى به « أورساليمو /
Ursalimmu
، ودر كتيبه‌هاى يوناني به نام « هيروسوليما /
Hierosolyha
» ناميده شده است « 3 » ، امّا هرودوت ( 484 - 430 ق . م ) در تاريخ خود ، نامى از « أورشليم » نمىبرد ، بلكه از يك شهر بزرگ در بخش فلسطينى شام ياد مىكند كه آن را دوبار در جزء دوّم وسوّم تاريخ خويش « قديتس » ناميده وخاور شناس يهودي ، « سالومون مونك » در كتاب خويش تحت عنوان « فلسطين » مىگويد : بنابر بهترين نظر ، اين نام همان قدس بوده كه در يوناني از تلفظ آرامى « قديشنا » برگردانده شده است » « 4 » . امّا دربارهء معناى « أورشليم » نيز بايد گفت كه مورد اختلاف است ، وشايد بهترين نظر آن است كه اين واژه تركيبي از « أور » به معناى شهر يا محل و « شالم » به معناى يكى از خدايان
هامش
( 1 ) .S . A . B . Mercer The Tel - EI - Amarna Table II Toronto 1939 p . 286 - 89 W . F . Albright ANET p . 487 - 489. ( 2 ) . صموئيل دوّم ، 5 : 9 ، 6 : 12 ، 8 : 17 - 18 ، 20 : 25 - 26 ؛ عبد الحميد زايد ، الشرق الخالد ، ص 56 - 57 ؛ نيز :M . Noth . The History of Israel , 1965 , p . 191 ; Y . Yeivin , JNES , 7 , 1978 , p . 10. ( 3 ) .M . F . Unger , op - cit , p . 576. ( 4 ) . حسن ظاظا ، پيشين ، ص 8 ؛ قاموس الكتاب المقدّس ، 1 / 135 .