تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
غَوَّاصٍ ، وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ »
كه اين آيات دربردارندهء معناى روا داشتن دعاى اوست وبا حرف ( فاء ) دالّ بر ربط وتعقيب وترتيب آغاز شده است . « 1 »

8 . قدس پايتخت سليمان

قدس در فاصلهء 14 ميلى غرب بحر الميّت ودر فاصلهء 33 ميلى شرق « درياى مديترانه » واقع وبه نام‌هاى گوناگون نامبردار است ، چنانكه تورات نام « أريئيل » ( إشعياء ، 29 : 1 ) و « مدينة العدل » ( إشعياء ، 1 : 26 ) والمدينة ( مزامير ، 72 : 16 ) ومدينة اللّه ( مزامير ، 48 : 1 ) مدينة الحق ( زكريا ، 8 : 3 ) ، مدينة القدس ( نحميا ، 11 : 1 ) ، جبل المقدس ( إشعياء ، 27 : 13 ) ، المدينة المقدّسه ( متى ، 4 : 5 ) ومدينة داوود را بر آن اطلاق كرده است . امّا نام‌هاى عربى آن عبارتند از : بيت المقدّس ، القدس والقدس الشريف ، كه نام غالب آن همان « قدس » است ، وچنين بر مىآيد كه اين وصف از زمان آغاز تاريخش ملازم اين شهر بوده است ، امّا مشهورترين نام‌هاى اين شهر همان « قدس » و « أورشليم » است . از اين روى بسيارى از كسان از روى اشتباه پنداشته‌اند كه أورشليم نام عبرى ويا يهودي است ، اما حقيقت كاملا بر خلاف اين پندار است ، زيرا ديرين‌ترين تصويرهايى كه از نام اين شهر پاك از آن ياد شده ، يك تصوير مصرى است كه قدمت آن به سال‌هاى پايانى قرن نوزدهم پيش از ميلاد وچه بسا به روزگار « سنوسرت سوّم » « 1878 - 1843 ق . م ) ويا اندكى پس ويا پيش از آن بر مىگردد كه در آنجا از اين شهر به أورشليم (
Ursalimum
) ياد شده است . « 2 » البتة اين يك نظر است وبنا بر نظري ديگر به روزگار خاندان سيزدهم حاكم بر مصر ( 1786 - 1650 ق . م ) كه بنابر نصوص اين زبان ( مصرى ) به نام « آوشاميم /
Aushamem
شناخته شده است باز مىگردد . « 3 » همچنين در نامه‌هاى عمارنه از قرن چهاردهم پيش از ميلاد « 4 » در نامه‌اى از نايب فرعون ، إخناتون ( 1367 - 1350 ق . م ) ملقّب به « عبد خيبا » به أمير قدس كه « أورسالم » خوانده مىشد ، چنين مىخوانيم : « پدر ومادرم هرگز
هامش
( 1 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، ص 114 - 115 . ( 2 ) .M . F . Unger op - cit p . 576. ( 3 ) . احمد فخرى ، پيشين ، ص 335 ؛ نيز :Wilson ANET 1966 p . 32 W . Ward Egypt and East Mediterranean in the Second Millennum B . C . in Orientalla 30 Roma 1961 p . 32. ( 4 ) . رسائل العمارنة ، محمد بيومى مهران ، اخناتون ، ص 233 - 245 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 173 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو