بنابراين پيداست كه عموم مفسّران بر اين نظرند كه سليمان ( ع ) هرگز از خداوند ملكي گسترده نخواست به اين شرح كه سرزمينهاى فراخى را بر أو بگشايد . بلكه از خداوند حكومتى اعجازآميز خواست كه پس از أو براي كسى جز أو نباشد كه اين معجزات ، عبارت بودند از تسخير باد كه به آسانى به فرمان أو هر جا كه مىخواست سير مىكرد ونيز تسخير هر بنّا وغوّاص از شياطين وديگرانى را هم با دست وپاهاى به هم بسته در بندها براي أو مسخّر گرداند . ونيز ديگر معجزاتى كه كسى توان معارضه با آن را نداشته باشد ، چنانكه به هر يك از آنها در جاى خويش در اين پژوهش اشاره شده است ، بنابراين ميان حكومت ومملكت پهناور سليمان ( ع ) ونبوّت أو ، چنانكه برخى از منابع عربى هم پذيرفتهاند ، رابطهاى نبوده است ، چنان كه برخى گفتهاند گويى كه به مقام ومنزلت پيامبرى بزرگوار جز با فرمانروايى بر سراسر گيتى ، نمىتوان رسيد ، به گونهاى كه سليمان ( ع ) را نيز به عنوان يكى از چهار پادشاه مقتدر ( نمرود ، بختنصر ، ذو القرنين وسليمان ) به شمار آوردهاند كه بر تمام جهان حكومت كردهاند ؛ وحتّى گفتهاند كه سليمان ( ع ) چون از فرمانروايى كسى بر گوشهاى از جهان آگاه مىشد ، به سوى وى مىشتافت وأو را خوار مىداشت ووأدار مىكرد كه از أو فرمان برد . اينان فراموش كرده ويا خويشتن را به فراموشى زدهاند كه سليمان ( ع ) هرگز در زمين ستمگر نبوده ونيست بلكه پيامبر بود وهدايتگر مردم به سوى خداوند ، به اذن أو ومژدهآور وبيمدهنده ! آنگاه باز فراموش كردهاند كه نبوّت برتر وباارزشتر از فرمانروايى سراسر دنيا ومافيهاست . اگر چه خداوند متعال هر دوى آنها را همچو داوود به فرزندش سليمان ( ع ) نيز ارزانى داشت ، ديگر آنكه همچنين فراموش كردهاند كه سليمان را با سه كس از پادشاهانى سنجيدهاند كه دستكم دو كس از آنان كافرند واگر مراد از دعاى آن پيامبر به اين مضمون كه :
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
همين فرمانروايى بر گسترهء فراخى از گيتى بوده باشد ، در واقع اينان سليمان را با آن سه نفر ( نمرود ، بخت نصر وذو القرنين ) در داشتن چنان ملك فراخى برابر پنداشتهاند ، اما كسى تاكنون چنين سخنى نگفته است .
بنابراين ، از ظاهر سياق آيات چنانكه پيش از اين نيز به آن اشارتى رفت به روشنى چنين بر مىآيد كه آن أشارت به اين حقيقت دارد كه مراد از فزونى ارزانى داشته شده بر سليمان ( ع ) در فرمانروايى أو كه از آن به
« مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
تعبير شده است ، معجزاتى است كه خداوند متعال به أو عنايت كرده وديگر پيامبران چنان معجزاتى در اختيار نداشتند ، چرا كه به دنبال آن مىفرمايد :
« فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ ، وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ