تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
زياد از أبو هريره از پيامبر أكرم ( ص ) روايت شده است كه آن حضرت فرمود : « إنّ عفريتا من الجنّ تفلت علىّ البارحة ، أو كلمة نحوها ، ليقطع علىّ الصلاة ، فأمكنني اللّه تبارك وتعالى فيه ، وأردت أن أربطه إلى سارية من سواري المسجد حتّى تصبحوا وتنظروا إليه كلّكم ، فذكرت قول أفي سليمان ( ع ) :
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
عفريتى از جنّ ديشب بر من تف انداخت ( يا عبارتى مانند آن ) تا مرا وأدار به قطع نماز كند وخداوند متعال مرا بر أو چيره گرداند ومىخواستم كه آن را به يكى از ستون‌هاى مسجد ببندم تا سپيده بدمد وهمهء شما به أو بنگريد ، آنگاه بود كه سخن برادرم سليمان را به ياد آوردم كه مىگويد :
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ . . . »
[ واز اين كار منصرف شدم ] . روح مىگويد ، در نتيجة أو را خوار وزبون برگرداند . وهمچنين مسلم ونسايى نيز به همين مضمون حديثي را از شعبه نقل كرده‌اند . « 1 » امام طبري نيز در تفسير خود شمارى از روايات را در تفسير اين آيهء كريمه نقل كرده است كه از جمله مىگويد : خداوند متعال باد وشياطين را در آن روز براي سليمان مسخّر كرد وپيش از آن روز برايش رام نبوده‌اند . همان روز كه گفت :
« وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
يعنى كسى آن را از من باز نستاند ، چنانكه پيش از اين شيطان آن را از من باز ستاند ، وخداوند متعال مىگويد : « فاستجبنا له دعاءه ، فأعطيناه ملكا لا ينبغي لأحد من بعده / آنگاه دعاى أو را أجابت كرديم وبه أو چنان فرمانروايى داديم كه پس از أو كسى را نسزد » . آنگاه مىفرمايد :
« فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ
/ باد را براي أو رام ساختيم » يعنى به جاى اسبانى كه أو را از نماز منصرف كرده بودند . « تجرى بالاقره رخائر / كه به نرمى زير فرمان أو سير مىكرد » . در معناى « رخاء » گفته‌اند كه آن به معناى نرمى واز رخاوة است . از حسن روايت شده كه وقتي اسبان را به سليمان پيامبر مىنماياندند وتماشاى آنها أو را از نماز عصر عقب انداخت
« حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ
/ تا اينكه خورشيد در پرده شد » ، خداوند متعال خشمگين شد وفرمان داد كه آنها را گردن زنند وخداوند متعال باد را جايگزين آنها كرد وآن را چنان رام كرد كه به نرمى هر جا كه مىخواست سير مىكرد . ديگر آنكه از ضحاك روايت شده است كه در تفسير اين آية كه مىفرمايد :
« وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
گفته است كه در روز دعاى سليمان ( ع ) باد وبنّاء وغوّاصى از شياطين در ملك أو نبوده است ، آنگاه به هنگام توبه و
هامش
( 1 ) . تفسير ابن كثير ، 4 / 56 - 57 ؛ آنگاه صحيح بخارى ، 6 / 156 ؛ صحيح مسلم ، 2 / 72 ؛ سنن نسايى ، 3 / 13 ؛ مسند أحمد ، 3 / 83 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 170 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو