نسزد ، تويى كه بخشايندهاى » [ ص ، 35 ] . انبوه بسيارى از مفسران ومورخان معتقدند كه مراد از فزونىاى كه خداوند متعال به سليمان ارزانى داشت ودر آية از آن به
« مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي »
تعبير شده است ، چنانكه از سياق عبارات بر مىآيد ، همان معجزاتى است كه خداوند متعال پس از أو هرگز به كسى از پيامبران ، عليهم السلام ، نداد ، چرا كه پس از اين عبارت مىفرمايد :
« فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ ، وَالشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ ، وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
/ پس باد را برايش مسخّر كرديم كه به آسانى به فرمان أو هر جا كه مىخواست ، سير مىكرد ، واز ديوان [ نيز ] هر بنا وغواصى [ را برايش مسخر كرديم ] وديگرانى [ را هم با دست وپاهاى ] به هم بسته در بندها [ مسخّر كرديم ] [ ص 36 - 38 ] كه اين آيات دربردارندهء استجابت دعاى اوست ، چنانكه اين عبارت با حرف ( فاء ) دالّ بر ربط وتعقيب وترتيب آغاز شده است « 1 » وما نيز به اين ديدگاه گرايش داريم وآن را ترجيح مىدهيم ، چنانكه ابن أثير نيز مىگويد كه سليمان ( ع ) از خداوند خواست كه چنان فرمانروايى به أو ارزانى دارد كه پس از أو كسى سزاوار آن نباشد . آنگاه خداوند دعاى أو را أجابت كرد وگروهى از انس وجن وشياطين وپرندگان وباد را براي أو رام كرد ، پس چون سليمان از خانهء خويش بيرون مىرفت تا بر تخت خويش جاى گيرد ، همواره پرندگان أو را همراهى مىكردند وآدميان وجنيان برپاى مىايستادند تا أو مىنشست . « 2 » وطبري مىگويد « 3 » : « باد وشياطين در همان روز برايش مسخّر شدند وپيش از اين براي أو رام نبودند ( يعنى پس از آنكه شيطان در كرسي أو نشست ) واين از آن آية برمىآيد كه مىفرمايد :
« وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
[ ص ، 35 ] . از اين روى مسعودى به اين نتيجة رسيده است كه فرمانروايى سليمان بر فلسطين وأردن چهل سال بوده است . « 4 » وآنكه ابن خلدون مىگويد كه بر تمامى پادشاهان شام از قبيل پادشاهان فلسطين وعمون وكنعان وموآب وأدوم وأرمن ( آراميان ) ماليات مقرّر كرد ، تمامى اينها نيز از گسترهء فلسطين وشرق أردن بيرون نيست . « 5 »
اما اگر بخواهيم به متون تفسيري رجوع كنيم ، مىبينيم كه سيد قطب در تفسير آيهء كريمهء
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ »
مىگويد : نزديكترين تأويل براي اين درخواست سليمان كه بر آثار نيز تكيه دارد ، آن است كه بگوييم أو چنان
هامش
( 1 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، ص 114 - 115 .
( 2 ) . الكامل ابن أثير ، 1 / 128 .
( 3 ) . تاريخ طبري ، 1 / 501 .
( 4 ) . مروج الذهب مسعودى ، 1 / 70 .
( 5 ) . تاريخ ابن خلدون ، 2 / 112 .