تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
عادى است وپندارهاى دكتر صليبى - گذشته از حقايق متعارف هزاران سالهء تاريخي وجغرافيايى - در واقع وارونه جلوه دادن حقايق ثابت ديني است . امّا دربارهء مدّعاى آقايان دكتر جمال عبد الهادي ودكتر وفاء رفعت كه معتقدند كه در روزگار سليمان وپدرش داوود ( ع ) دولتي ديني ايجاد شد كه پايتخت آن قدس بود ومرزهاى يقيني آن شامل تمامى شام وجزيرة العرب مىشد ، بايد بگويم كه در واقع معلوم نيست كه وى از كجا به اين نتيجة رسيده كه داوود دولتي پديد آورد كه گسترهء آن تمامى شام وسراسر جزيرة العرب را در بر مىگرفت . چنانكه در قرآن كريم ، حديث شريف نبوي ونيز در منابع عربى يا يهودي يا باستانى هيچ سخنى - نزديك يا دور - در اين باره وارد نشده است . واما دربارهء فرمانروايى سليمان بر يمن وضميمه كردن آن - همچون ديگر شهرهاى جزيرة العرب - به دولت خويش پيش از اين سخن گفتيم وپاسخ مقتضى داده شد كه دليلي مؤيّد اين مطلب در دست نيست كه سليمان بر يمن چيره شده ويا آن را - همچو ديگر شهرهاى جزيرة العرب - به دولت خود ضميمه كرده باشد . گذشته از آنكه يمن خود بخشي از جزيرة العرب ونه سراسر آن است . آنگاه اين دو مؤلف مىگويند كه خداوند متعال امكان فرمانروايى را براي سليمان پديد آورده وبه أو چنان پادشاهى ارزانى داشته بود كه پس از أو سزاوار كسى نبوده ونيست . حال بايد از آنها پرسيد كه آيا حكومت بر شام وجزيرة العرب چنان حكومتى به شمار مىآيد كه پس از سليمان براي كسى سزاوار نيست ؟ يا بودند ديگرانى كه بسى بيشتر از شام وجزيرة العرب را تحت فرمان داشتند ؟ به عنوان نمونه گذشته از امپراتورىهاى بزرگ اروپايى معاصر ، مىتوان در دوران قديم از دولت إسكندر مقدونى ودولت اسلامى در دوران خلفاى راشدين ، امويان وعبّاسيان نام برد . امّا اينكه مىگويند معقول نيست أمتي مشرك در روزگار سليمان بوده باشند ، يعنى همان پادشاهى كه براي أو فاصله‌هاى طولانى زمين در مدتي كوتاه طي شد وبه أو قدرت عطا شده بود واز هر چيز برخوردار بود ، نمىدانم منظور آنان از اين سخن چيست كه : آيا پس از ايمان آوردن ملكهء سبأ ، به راستى امّت مشركي در روزگار سليمان بر جاى ماند ؟ آيا به عنوان نمونه مصر به فرمانروايى فرعون وعراق قديم نيز كه در واقع از يمن به فلسطين مقرّ حكومت سليمان نزديك‌تر بودند ، تسليم سليمان شدند وايمان آوردند ؟ آنگاه در نهايت اين پرسش همچنان باقي است كه آيا سليمان به سوى تمامى مردم برانگيخته شده بود يا ويژهء قوم خويش برانگيخته شده بود ؟ اين پرسش را از آن روى طرح مىكنيم كه [ در نگرش اسلامى ] معروف