ربّ إفى ظلّمت نفسي وأسلمت مع سليمان للّه ربّ العالمين » اينچنين بود كه دل أو به خداوند راه يافت وپرتوى از مهر ربوبي در آن تابيدن گرفت ودانست كه اسلام آوردن تنها مىبايد براي خداوند باشد وتسليم شدن در برابر هيچ يك از بندگانش روا نيست ، حتى اگر أو سليمان ، آن پيامبر پادشاه صاحب معجزات باشد ، زيرا [ در نگاه أديان ] تنها اسلام آوردنى پذيرفته است كه فقط براي خداوند ، پروردگار جهانيان باشد وهمراهى مؤمنان به خداوند ودعوتگران به راه أو بر سنّت برابرى استوار است ،
« وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
سياق قرآني چنين نگرشى را در پايان اين بحث ، از آن روى در ميان آورده تا از طبيعت ايمان به خداوند واسلام آوردن راستين براي أو پرده بردارد وبنماياند كه آن عبارت از چنان عزتي است كه شكست خوردگان را در كنار مردمان پيروز مىنشاند وحق آن است كه بگوييم در چنين نگاهى غالب ومغلوب چنان در دين با همديگر برادر مىشوند كه ديگر غالب ومغلوبى مفهوم نخواهد داشت وهمگى برابر ويكسان برادران ديني همديگر خواهند بود « 1 » . در عين حال آنان كه مىخواهند به هر قيمتي شده سرزمين يمن را نيز بر گسترهء فرمانروايى سليمان ضميمه كنند ، به راستى در فهم حقيقت دعوت پيامبران به اشتباه رفتهاند ، زيرا پيامبران هرگز حكومت بر مردم ودنياي آنان را نمىخواستند ، بلكه تمام همّ وغمّ آنان راهنمايى وهدايت مردم به پرستش خداوند يكتا وايمان به دستورات واحكام أو بود . چنانكه پيش از اين در مقام بيان قصّه سليمان با ملكهء سبأ به اين حقيقت اشارتى رفت .
همچنين در پاسخ دكتر صليبى بايد گفت كه وى هرگز در مدّعاى خويش هيچ دليلي اثباتى كه بتواند مؤيّد آن دسته از پندارهاى أو باشد كه اتّفاقا هم با دين ونيز وطن مرتبط است ، در ميان نياورده جز اين پندار كه شهرها وروستاهايى در غرب جزيرة العرب هست كه ممكن است نامهاى آنها با اسمهاى اماكنى كه در تورات يهود آمده است ، همانندى داشته باشد كه از اين نتيجة گرفته كه - به جاى فلسطين - غرب جزيرة العرب أماكن مورد نظر تورات است . در واقع اگر قرار باشد اين پندارهاى أو را مثلا با ايالات متحدهء آمريكا نيز بسنجيم ، شايد بتوان ميان بسيارى از شهرهاى آن وشهرهاى عربى وجه تشابهى يافت وبه اين نتيجة رسيد كه آنها شهرهايى عربى بودهاند وعربها در عصر باستان آنجا سكونت داشتهاند . حالا از همانندى نامهاى پارهاى از شهرها وروستاهاى عربى صرفنظر مىكنيم كه اتّفاق چنين امرى بسيار
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 5 / 2643 .