تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
بنابر اين ، اعتماد وبه آن در مواردى كه مورد تأييد وتأكيد ديگر منابع نباشد ، روا نيست . ضمن آنكه چنين ادّعايى تا به امروز ثابت نشده ، بلكه تمام دلايل ايمنى وتاريخي گواه اين حقيقت است كه خداوند همچو داوود به سليمان نيز در زمين حكومت داده بود ، امّا دربارهء رونق كار وبار مصريان در آن عصر ونيز رغبت به بازگرداندن سروريشان بر غرب كنعان بايد گفت كه دلايل قائلان به چنين نظريه‌اى همواره بر آثاري تكيه دارد كه به حملات مصريان ضدّ فلسطينيان ، وآنانى كه در منطقه‌اى ميان « يافا » و « عزّه » بر ساحل درياى مديترانه سكونت داشتند اشاره دارد ؛ نيز هيچ دليلي دالّ بر اينكه مصريان به كشور سليمان حمله كرده باشند در دست نيست ؛ بلكه هر دليلي هم كه در دست هست به رابطه ودوستى ميان سليمان ومصر أشارت دارد وفرعون روزگار سليمان همواره ولع داشت كه روابط دوستانه‌اش با دامادش سليمان ، پادشاه إسرائيل ، آسيب وخدشه‌اى به خود نبيند ، چنانكه پيش از اين نيز اشارتى به آن رفت . ولى دربارهء حملهء « شيشنق » به فلسطين كه برخى آن را نيز دليلي بر سستى كشور سليمان مىبينند ما نيز همين بس كه بگوييم كه چنين حمله‌اى در واقع حدود پنج سال پس از مرگ سليمان صورت پذيرفته است ، بنابر اين ، چنين مدّعايى نيز نسبت به روزگار سليمان از موضوعيت مىافتد ، چرا كه آن پس از تقسيم شدن كشور سليمان ميان پسرش رحبعام ويربعام شورشى اتّفاق افتاد . امّا نظر « برشتد » كه مىگويد سليمان از كارگزاران زير نفوذ مصريان بوده است « 1 » ، براي تكذيب آن همين بس كه وى براي صحّت اين مدّعا حتّى يك دليل ارائه نكرده است ، بنابر اين بدون هر گونه ترديدى اين نيز يكى از لغزش‌هاى آن مورّخ بزرگ بوده است زيرا مصر در روزگار سليمان هيچ گونه نفوذى در فلسطين نداشته واز همه مهم‌تر كدامين خردمند است كه بپذيرد پيامبرى - هر پيامبرى - پيرو فرمانروايى كافر باشد ، از آن گذشته چرا بايد پيرو أو باشد ؟ براي اينكه پادشاه فلسطين باشد ؟ مگر پادشاه فلسطين بودن در كنار مرتبت بلند پيامبرى به چه مىارزد ؟ آن هم پيامبرى همچون سليمان كه خداوند متعال در كنار نبوّت أو را به چنان فرمانروايى نواخته بود كه پس از أو كسى سزاوارش نبود . خداوندا ، ما را از اين سخن برى وبر كنار بدان واز تو مىخواهيم كه رعايت راستى وأدب با پيامبران ورسولانت را به ما الهام كنى ، واز فرو غلتيدن - نادانسته - در جريان نويسندگان تورات ويا اندكشمارى از
هامش
( 1 ) .j . H . Breasted , A History of Egypt , N . Y ,1946 ،p. 529 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 163 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو