تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
مورّخان معاصر كه چنين بي پروا به سرور ما ، سليمان ( ع ) بهتان مىزنند ، نگاهمان دارى . بىترديد ادّعاى فرمانپذيرى سليمان نبي از يكى از فرعون‌ها تهمتى بيش نيست كه ما از آن به خدا پناه مىبريم . در نهايت بايد در نظر داشت اگر در قرآن به قصّهء سليمان ( ع ) با ملكهء سبأ برگرديم خواهيم ديد كه تمامى دلايل قايلان به چنين نظر گاهى از اعتبار مىافتد ، زيرا كسى كه توانسته باشد براي ملكه به عنوان نيرومندترين دولت جزيرة العرب ، با در نظر گرفتن هزاران كيلومتر فاصلهء مكاني از قدس تا يمن ، تهديدكننده باشد ، هرگز ودر هيچ حال داراى دولتي ضعيف نبوده است كه به عنوان نمونه دولت أدوم يا دمشق وديگر حكومت‌هاى ناشناخته‌اى كه در سوريه وفلسطين در پرتو دولت سليمان مىزيستند ، براي آن خطرى داشته باشند . از آن گذشته سليمان كه خداوند گروهى از آدميان وجنيان وپرندگان وشياطين را براي أو رام گردانيده بود وهرگز در كار گروهى ضعيف از مشركان درنمىماند وبىترديد كسى كه چنان امكاني به أو داد كه تخت ملكهء سبأ را در يك چشم بر هم زدن براي أو بياورند ، قطعا چنان قدرتى هم به أو بخشيده كه بتواند بر تمامى دشمنان خويش چيره گردد . امّا دربارهء قائلان به آن نظر كه فرمانروايى سليمان را بدون در نظر گرفتن حدّ ومرزى فراخ تصوّر كرده وپايتخت آن را در « إصطخر » مقرّر داشته وتمامى شهرهاى يمن را تحت فرمانروايى أو دانسته‌اند ، بايد گفت كه اوّلا اى كاش اينان كه تا اين اندازه دستخوش خيال شده‌اند ، مىدانستند كه پارسيان در حوالي سال 520 ق . م در روزگار داريوش اوّل ( 522 - 486 ق . م ) ساختن آنجا را آغاز كردند وكار آن تا زمان « أردشير اوّل » ، حوالي سال 460 ق . م ، يعنى در حدود چهار قرن پس از وفات حضرت سليمان ( 960 - 922 ق . م ) پايان نپذيرفته بود « 1 » . ولى آنچه كه دربارهء حكومت يمن نيز گفته‌اند ، شگفت انگيز است ، زيرا برخى موضوع مسلمان شدن ملكهء سبأ را با فرمانپذيرى دولتش از سليمان در هم آميخته‌اند وبرخى گفته‌اند كه سليمان 320 سال بر يمن فرمان راند ، حال آنكه تاريخ نگاران - از جمله راقم اين سطور - اتّفاق نظر دارند كه مدّت فرمانروايى سليمان از چهل سال افزون نبوده وأو در پنجاه ودو سالگى وفات يافته است « 2 » . آنگاه دربارهء مسلمان شدن ملكهء سبأ نيز بايد اظهار داشت كه اسلام آوردن أو همراه سليمان وبراي خداوند بوده است ، چنانكه قرآن كريم مىفرمايد : « قالت
هامش
( 1 ) . احمد فخرى ، دراسات في تاريخ الشرق القديم ، ص 229 ؛ آرتور كريستن سن ، إيران در عهد ساسانيان ، ص 80 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبي ، 1 / 60 ، 196 .