امّا أستاذ حسن ظاظا را نظر بر اين است كه تلفّظ اين واژه به طور يقيني « بلقيس » نيست وچه بسا صفتي باشد كه در زبان عبرى وآشورى « يلجشن » يا « فلجش » بر زبان مىآيد كه معناى آن نيز معشوقه ويا همسر نامشروع است . رأى راجح آن است كه چنين عيبى را قوم يهود بر ملكهء سبأ بربستهاند كه چنين رابطهاى را ميان پادشاهان خويش وزنان بيگانه برنتابيدهاند . « 1 »
نام آن ملكهء سبأ كه با سليمان ( ع ) ديدار كرد وانگيزهء ناميدن أو به نامهاى مورد نظر منابع عربى ، عبرى ، يوناني وحبشي هر چه كه باشد ، تورات را باور بر اين است كه هدف ملكهء سبأ بجز ديدارش با سليمان آن بود كه در صدد يافتن حكومت وآزمودن سليمان برآيد وآنگاه كه به يقين از حكمت وعظمت فرمانروايى أو آگاهى يافت ، بي درنگ زبان به پاكداشت خداى إسرائيل گشود ، همان خدايى كه سليمان را به عنوان چنان پادشاهى قرار داد كه حكمت وفصل الخطاب به دست أو جارى شود ، آنگاه به بارگاه خداى إسرائيل دست به دعا برداشت كه تا ابد تخت أو را استوار بدارد : « بلكه خجسته آن خداى تو باد كه تو را خشنود ساخت وتو را بر تخت إسرائيل نشاند ، از آن روى كه خداوند إسرائيل را تا ابد خوش داشت ، تو را به پادشاهى گمارد تا حكمت ونيكى همواره در گردش باشد » ، آنگاه سخن را به موضوع مبادلهء هداياى دو پادشاه مىكشاند : « آنگاه به آن پادشاه يكصد وبيست شمش طلا وبسى بوى خوش وسنگهاى گران بها داد ، كه آنگاه از حيث بسيارى آن بوى خوش كه آن ملكه به سليمان پادشاه داد ، هرگز كسى به ديگرى نداده است وسليمان آن فرمانرواى بزرگ نيز به ملكهء سبأ افزون بر آنچه كه بر حسب سخا وبخشش خويش داده بود ، هر آنچه را نيز كه أو خواست ، روا داشت . آنگاه ملكه با افراد تحت فرمان خويش به سرزمين خود رفت . « 2 » در عين حال كساني از پژوهشگران به اين نظريه گرايش دارند كه ديدار ملكهء سبأ با سليمان ( ع ) براي هر چه بيشتر استوار داشتن روابط بازرگانى وتسهيل همكارى تجارتي ميان آن دو بوده است ، همچنين برخى ديگر مىپندارند كه آن ملكه فرمانرواى عملي سرزمين خويش نبوده است « 3 » ، بلكه أو كسى است كه اين ديدار را به انجام رسانده است . بنابراين ، مىتوان از آن چنين نتيجة گرفت كه أو همان كسى است كه تمايل به برقرارى أمور تجارتي با سليمان داشت ، وچه بسا
هامش
( 1 ) . حسن ظاظا ، پيشين ، ص 133 .
( 2 ) . اوّل پادشاهان ، 1 : 1 - 13 .
( 3 ) . قرآن كريم اين مدّعا را تكذيب كرده واين حقيقت از آيات 23 - 35 ، 41 - 42 و 44 سورهء نمل به روشنى پيداست .