گرفت ، مسيحيّت را پذيرفت ، چه بسا در آنجا حركتي پديد آمد كه به هر دو ديانت يهودي ونصراني نويد مىداد ويا اينكه به مذهبي دعوت مىكرد كه به نحوى هر دوى آنها را در بر مىگرفت . « 1 »
در عين حال نگرش ديگرى هم در تفسير رواياتى كه به حبشي بودن - وعربى نبودن - ملكهء سبأ نظر دارد ، در ميان هست ، كه ما آن را در اينجا با احتياط ارائه مىدهيم ودر بيان آن بر دو فرض تكيه مىكنيم ، بي آنكه در ميان آنها قائل به ترجيح شويم ، فرض نخست آن است كه چه بسا اين روايات نتيجهء انتشار نظر مضطرب تورات در بيان أصل وريشهء سبئيان باشد ، چنانكه يكبار آنان را از نسل ساميان « 2 » وديگربار از حاميان « 3 » مىداند ، آنگاه در عين حال آنان را يك بار از فرزندان يقطان « 4 » وديگر بار از فرزندان يقشان « 5 » مىشمارد . بنا بر همين پريشان گويى برخى از پژوهشگران به اين نتيجة رسيدهاند كه اين بيان دليلي بر پراكنده بودن سبئيان در آسيا ( يمن ) وآفريقا ( اريتره وحبشه ) خواهد بود . « 6 »
امّا فرض دوم آن است كه چه بسا خود اين نظريات از رأيي متأثّر باشد كه معتقد است كه خود مملكت « اكسوم » را عربهاى جنوب پديد آورده باشند . « 7 » در روايات عربى چنين آمده است كه اين ملكهء سبأ « بلقيس » يا « بلقمه » يا « يلقمه » نام داشته است . « 8 » أستاذ دكتر احمد فخرى را نظر بر اين است كه يكى از دو نام پيش گفته - چه بسا يلقمه - در نتيجة اشتباهى در نقل يكى از آنها پديد آمده باشد ونيز ممكن است نام خداى « موقات » ( به معناى « إيل قوى » يعنى خداى قوى ) در تركيب آن راه يافته باشد امّا نام بلقيس كه نام أو بارها در متون تاريخي مورخان مسلمان ديده مىشود ( دست كم تا به امروز ) ، به طور مطلق در ميان نامهاى سبئى وارد نشده است ، از اين روى چنين احتمالي وجود دارد كه از عبرى منقول از يوناني به معناى « أمه » وجاريه ( كنيز ) نقل شده باشد . « 9 »
هامش
( 1 ) .A . Kammerer Essai sur LHistore Antique D Abyssinie Paris 1926 p . 68. ( 2 ) . پيدايش ، 10 : 38 .
( 3 ) . همان ، 10 : 7 ؛ اخبار أيام أول ، 1 : 9 .
( 4 ) . پيدايش ، 19 : 28 .
( 5 ) . پيدايش 25 : 1 - 3 ؛ نيز :W . F . Albrigt The Bible and the Ancient Near East London 1961 p . 300. ( 6 ) .J . Hasting op - cit p . 40 EB p . 2564.
( 7 ) . جواد على ، 3 / 451 ؛ جورج فضلو حورانى ، العرب والملاحة في المحيط الهندي ، ص 85 ؛ نيز :F . Altheim and R . Steinl Die Arabier in der Alten wely Berlin I 1967 p . 114. ( 8 ) . تاريخ طبري ، 1 / 489 ؛ الكامل ابن أثير ، 1 / 129 ؛ بكرى ، 4 / 1298 ؛ ابن كثير ، البداية والنهاية ، 2 / 21 .
( 9 ) . احمد فخرى ، پيشين ، ص 73 .