تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
به ويژه براي فرمانروايى سليمان بود . « 1 » پس چگونه سليمان ( ع ) دربارهء اين ملكهء شمالي چيزى نداند ، خواه ملكهء سرزمينى مستقل باشد ويا حاكم بر كاروان‌هاى گردشگر سبائى در « علا » و « معان » . بنابراين ، موضوعي كه به روشنى معلوم مىشود ، آن است كه ملكه‌اى كه با سليمان ( ع ) ديدار كرد ، قطعا ملكهء يكى از سرزمين‌هاى جنوبي شبه جزيرهء عربستان بوده ، درست همان جايى كه دولت مشهور سبأ قرار داشته است . 2 ) ديگر آنكه آيات قرآن كريم به اين حقيقت تصريح مىكند كه آن مكة همان ملكهء دولت سبأ بوده است ، خداوند متعال در اين معنى مىفرمايد :
« وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ
/ واز قوم سبأ برايت خبري يقيني آورده‌ام » [ نمل ، 22 ] . اين آية معلوم مىدارد كه هدهد از سبأ باز آمد ، ودر تاريخ دولت ديگرى به اين نام جز دولت معروف سبأ ، در جنوب غربى سرزمين‌هاى عربى شناخته شده نيست ، 3 ) اين وصف قرآن كريم در حق ملكهء سبأ كه مىفرمايد :
« أُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
/ وبه أو از هر گونه نعمتي داده شده است ، وتختى بزرگ دارد » [ نمل ، 23 ] . به روشنى معلوم مىدارد كه أو ملكهء سرزمين‌هاى جنوبي - نه شمالي - بوده است ، به ويژه آنكه قرآن كريم از قوم أو به قومي نيرومند وجنگاور توصيف مىكند :
« قالُوا : نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَأُولُوا بَأْسٍ شَدِيدٍ
/ گفتند ما توانمند وبس جنگاوريم » [ نمل ، 33 ] ، آنگاه مىفرمايد كه آن ملكه در ميان قوم خويش امر ونهى مىكرده واز أو فرمان مىبرده‌اند :
« وَالْأَمْرُ إِلَيْكِ فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِينَ
/ واختيار كار با توست ، پس بنگر چه فرمان مىدهى » [ نمل ، 33 ] . بنابراين ، اوصافى كه در آيات پيش گفته بيان شده هرگز با وضع ملكهء كوچكى كه بر بخش كوچكى از شمال شبه جزيرهء عربستان فرمان مىرانده ، منطبق نيست بلكه چنان مىنمايد كه وى ملكهء بزرگى بوده كه بر تخت دولتي بزرگ به نام « سبأ » تكيه كرده بود وتاريخ از دولت ديگرى با اين أوصاف جز مملكت مشهور سبأ در جنوب غرب سرزمين‌هاى عربى سراغ ندارد ، به عبارت ديگر به يقين أو ملكهء بخش جنوبي - ونه شمالي - بوده است ؛ 4 ) چنين معروف است كه مردم عرب بخش شمالي شبه‌جزيرهء بت مىپرستيده‌اند حال آنكه اهالى جنوب به ستاره پرستى ، به ويژه آن سه أقنوم مشهور ( خورشيد ، ماه ، زهره ) مشهورند ( كه در آن خورشيد در نقش مادر وماه در نقش پدر وزهره در نقش پسر نمود مىيافتند ) ، وخورشيد در سرزمين‌هاى « معين » ، « سبأ » ، « حضرموت » و « قتبان » « 2 » به گونهء ويژه‌اى پرستيده
هامش
( 1 ) .O . Eissfeldt The Hebrew Kingdom DAH II part 2 Cambridge 1975 p . 593. ( 2 ) . معينيان الههء خورشيد را « نكرح » وسبئيان « ذات غضرن » و « ذات حمى / ذات حميم » مىناميدند كه به