سايه مىگستردند تا از سوزش آفتاب أيمن باشد . افزون بر اين باد را براي أو رام گردانده بود وگروهى از جنّيان وگروهى از شياطين را براي أو مسخّر كرده بود وآنان كارهايى براي أو مىكردند كه از بشر ساخته نبود . همچون ساختن كوشكهاى بزرگ وكاخهاى بلند وديگهاى بر جاى خويش استوار وكاسههاى بركه وار وسرانجام - بىآنكه آخرين معجزه باشد - چنانكه خداوند متعال آهن را براي پدرش داوود ( ع ) نرم كرده بود ، چشمهاى از مس براي أو روان ساخت . « 1 » همهء اينها از معجزات سليمان پيامبر ( ع ) بود كه ملكهء سبأ - هر كه واز هر كجا كه بوده باشد - هرگز هيچ يك از آنها را نداشت ، بنابراين ، سنجش اين دو دربار با يكديگر موضوعيت نخواهد داشت وبسى بي ربط است .
چه بسا خالى از اهميت نباشد كه در اينجا به اين حقيقت اشاره كنيم كه مىتوان از آيات قرآن كريم ونيز از پژوهشهاى ما در زمينهء تاريخ قديم عرب دلايل بسيارى را ارائه دهيم كه به روشنى تصريح مىكند كه ملكهء سبأ كه با سليمان ( ع ) ديدار كرد ، ملكهء بخش جنوبي شبه جزيرهء عربستان وصاحب تخت كشور مشهور سبأ ، در جنوب غربى شبه جزيرهء عربستان بوده است : 1 ) نخست آنكه در آيات قرآن كريم كه اين داستان را بيان مىكند ، تصريح شده است كه سليمان ( ع ) از آن ملكه ، چه در مورد حكومت وچه ديانت أو چيزى نمىدانست . « 2 » از اين روى مىبينيم وقتي هدهد دربارهء بلقيس به سليمان خبر مىدهد ، به أو مىگويد :
« سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْكاذِبِينَ
/ خواهيم ديد كه راست مىگويى ويا اينكه از دروغگويانى » [ نمل ، 27 ] . أصلا پذيرفتنى نيست كه سليمان به عنوان پادشاهى بزرگ وپيامبرى گرامى دربارهء ملكهء سبأ كه در همسايگى فلسطين وهم مرز با دولت أو مىزيسته است ، چيزى نداند ؛ به ويژه آنكه مردم سبأ يا اهالى فلسطين روابط بازرگانى داشتهاند واين امر به عهدهء يكى از قافلههاى دوره گرد أهل سبأ در « معان » و « علا » بوده است . در عين حال فلسطين به عنوان مقرّ دولت سليمان در بخش پايانى راه كاروانهايى واقع بود كه قافلهء تجارتي دوره گرد سبائى در واحهء « ديدان / علا » و « معون / معان » بر آنها نظارت داشت . گذشته از اين در عصيون جابر / تپهء واقع بر كنارهء شمالي خليج عقبه ، كه نقطهء آغازى بود كه كشتىهاى تجارتي سليمان از آنجا حركت مىكردند ، فقط به عنوان ايستگاه مهمّى در مسير كاروانهاى بازرگانى بود كه از جنوب شهرهاى شبه جزيره به وادى « عربه » وشرق أردن تا سوريه مىآمدند وآن راه پر اهميتى
هامش
( 1 ) . سورهء أنبياء ، 81 و 82 ؛ نمل ، 15 - 31 ؛ سبأ ، 12 - 13 ؛ ص ، 30 - 40 .
( 2 ) . سورهء نمل ، 22 - 26 .