آنكه بتواند ساختمان آن را به پايان برد ، وفات يافت وبه سليمان سفارش كرد كه ساختمان آن را تمام كند ، وآن فرمانده را كه برادرش را كشته بود ( يعنى يوآب كه ابشالوم را كشته بود وحكايت آنها را پيش از اين باز گفتيم ) ، بكشد ، وقتي سليمان ، داوود را به خاك سپرد ، فرمان أو را در حق آن فرمانده به اجرا گذارد وأو را كشت وساختمان مسجد را نيز تكميل كرد . آنگاه طبري پس از سرشمارى بني إسرائيل توسّط داوود وبلاهايى كه به همين سبب دامنگير آنان شد وما پيش از اين به آن أشارت كرديم سخن مىگويد وبيان مىدارد كه داوود از پروردگارش آمرزش خواست وبه درگاه الهى دعا كرد كه از بني إسرائيل در گذرد وسرانجام خداوند دعاى آنان را پذيرفت ومرگ را از آنان برداشت . داوود ( ع ) ديد كه فرشتگان دارند شمشيرهاى آختهء خويش را در نيام مىكنند وبر نردبامى زرّين از صخره بر آسمان بالا مىروند . آنگاه داوود گفت : اينجا مكاني است كه مىسزد مسجدى در آنجا بسازيم . داوود ( ع ) مىخواست كه ساختمان را آغاز كند كه خداوند متعال به أو وحى كرد كه اينجا « بيتي مقدّس / خانهاى پاك » است وتو دست خويش را به خون آغشتهاى ، پس تو بنيانگذار آن نتوانى بود ، اما تو را فرزندى خواهد بود كه پس از تو به أو فرمانروايى خواهم داد ونام سليمان بر أو خواهم گذارد وهرگز نخواهم گذاشت كه دستش به خون كسى آغشته شود . چون سليمان فرمانروايى يافت آن خانه را ساخت وبرافراشت . « 1 » چنانكه ابن أثير نيز در اين روايت با طبري همداستان است . « 2 »
مسعودى مىگويد : سليمان ساختمان بيت المقدس ( مسجد الأقصى ) را كه خداوند در پيرامون آن بركت نهاده است ، آغاز كرد . « 3 » ويعقوبي مىگويد : سليمان ساختن بيت المقدّس را آغاز كرد وگفت : خداوند به پدرم فرمان داد كه خانهاى بسازد ، امّا داوود همچنان به جنگها مشغول بود ، آنگاه خداوند متعال به أو وحى كرد كه فرزندت سليمان آن خانه را با نام من خواهد ساخت ، آنگاه سليمان كساني را فرستاد تا چوب صنوبر وسرو بياورند ، سپس بيت المقدس را با سنگ ساخت وآن را بسى استوار داشت واز درون آن را با چوب فرو پوشاند وفرمان داد كه آن چوبها با نقش ونگار باشند ومعبدى زرين براي آن قرار داد كه در آن نيز افزار طلايى گذاردند ؛ آنگاه تابوت آرام بخش را بالا برد ودر معبد گذارد ودر تابوت دو لوح بر جاى مانده از موسى كه در آن گذارده بود ، قرار داشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبري ، 1 / 484 - 485 ؛ صموئيل دوّم ، 7 : 1 - 17 ، 24 : 16 - 24 .
( 2 ) . الكامل ابن أثير ، 1 / 127 - 128 .
( 3 ) . مروج الذهب ، مسعودى ، 1 / 69 - 70 .
( 4 ) . تاريخ يعقوبي ، 1 / 58 .