تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
ابن خلدون مىگويد : سليمان در سال چهارم فرمانروايى خويش شروع به ساختن بيت المقدس كرد كه از زمان پدرش بر عهدهء أو قرار گرفته بود وساختمان معبد را طي هفت سال تكميل كرد « 1 » . گذشته از اين به حديث شريفى نيز پيش از اين أشارت كرديم كه رسول خدا ( ص ) در آن مىفرمايد : « سليمان بن داوود ، عليهما السلام ، وقتي بيت المقدس را بنياد گذارد ، بيش از سه چيز از خداوند نخواست ، از خداوند متعال خواست كه به أو حكمي در حد حكم خويش دهد ، كه به أو داده شد . از خداوند چنان فرمانروايى خواست كه پس از أو كسى را شايسته نباشد وآن نيز از أو دريغ داشته نشد وآنگاه كه از ساختن مسجد فراغت يافت از خداوند متعال خواست ، اگر كسى تنها به قصد نماز واردش شود ، چنان گناهانش را بيامرزد كه گويى تازه از مادر زاده شده است « 2 » . از رافع بن عمير نيز روايت شده است كه گفت : شنيدم رسول خدا ( ص ) مىفرمود : « خداوند متعال به داوود ( ع ) فرمود : براي من در زمين خانه‌اى بساز ! وداوود پيش از آنكه به ساختن خانه‌اى بپردازد كه به آن فرمان يافته بود ، براي خويش خانه‌اى ساخت . آنگاه خداوند متعال به أو وحى كرد كه داوود ، آيا خانهء خويش را پيش از خانهء من برافراشتى ؟ عرض كرد : پروردگارا ! از فرمانروايى بي انباز چنين مقرر شده است : آنگاه شروع به ساختن مسجد كرد ، وقتي ديوارها را به تمام كمال بالا آورد ، سه بار فرو ريخت وداوود ( ع ) از اين امر به خداوند شكوه كرد وخداوند فرمود : اى داوود ! تو را نسزد كه براي من خانه‌اى بسازى . عرض كرد : پروردگارا ، چرا ؟ فرمود : از آن روى كه دستان تو به خون كساني آغشته است وعرض كرد پروردگارا ! آيا جز اين بوده كه در راه عشق ودوستى تو چنين رخ داده است ؟ فرمود : آرى ، امّا آنان نيز بندگان من بودند وبه ايشان رحم مىكنم ، اين امر بسى بر داوود دشوار آمد ، آنگاه خداوند به أو وحى كرد كه نگران مباش ! من كار ساختن آن را به دست فرزندت سليمان به انجام خواهم رساند . چون داوود وفات يافت ، سليمان به ساختن آن پرداخت وچون تكميل شد ، قربانىها تقديم داشت وذبح بسيار كرد وبني إسرائيل را نيز فرآهم آورد . آنگاه خداوند متعال به أو وحى كرد : مىبينم كه از ساختن خانهء من چه مايه شادمانى . از من چيزى بخواه كه به تو دهم . عرض كرد : از تو سه ويژگى مىخواهم : حكمي كه در حد حكم تو باشد وچنان فرمانروايى كه پس از من
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن خلدون ، 2 / 111 - 113 ؛ اوّل پادشاهان ، 6 : 1 ، 9 : 25 . ( 2 ) . سنن نسايى ، 2 / 43 ؛ سنن ابن ماجة ، 1 / 451 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 58 .
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 107 | محمد بيومي مهران / سيد محمد راستگو