آمده است كه آدم ( ع ) بود كه مسجد الأقصى را چهل سال پس از ساختن بيت العتيق ( كعبهء شريفه ) بنياد گذارد ويعقوب ( ع ) پس از آنكه جدش ، إبراهيم ( ع ) پايههاى بيت العتيق را برافراشته بود ، آن را استوار داشت ونوسازى كرد . « 1 »
دكتر عويد مطرفى چنين نظر دارد كه خرد پذيرترين رأى ونظر در اين باره آن روايتي است كه مقرر مىدارد كسى كه مسجد الأقصى را در واقع تأسيس كرد ، إبراهيم خليل ( ع ) بوده كه پس از پايان بردن كار ساختن كعبهء مكرّمه وبازگشت ومستقرّ شدن در شام به آن پرداخت . « 2 »
چنانكه أبو حيّان نيز در تفسير آيهء
« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمِينَ
/ نخستين خانهاى كه براي [ زيارة ] مردم مقرّر شد ، آن است كه در مكّه ، پر بركت ورهنما براي جهانيان است » [ آل عمران ، 96 ] بر آن تأكيد مىگذارد ومىگويد : همانطور كه إبراهيم ( ع ) واضع كعبه است واضع بيت المقدس نيز هست . « 3 »
در واقع بسيارى از مفسران ومورخان معتقدند سليمان ( ع ) است كه بيت المقدس را بنياد گذارد ، چنانكه در تفسير أبى السعود آمده است : آنگاه كه سليمان ( ع ) از ساختن بيت المقدس فراغت يافت ، آمادهء گزاردن حج شد ودر طول ماندگارى خويش در مكة هر روز پنج هزار شتر وپنج هزار گاو وپنج هزار گوسفند قرباني مىكرد . « 4 » سهيلى در اين باره مىگويد :
بيت المقدس را در واقع سليمان ( ع ) ساخت ، چنانكه داوود ( ع ) پايههاى آن را ريخت وسليمان ( ع ) آن را تكميل كرد ونام آن « إيليا » است در عربى از آن چنانكه بكرى ياد كرده به « بيت اللّه » « 5 » تعبير مىشود . ودر خبر صحيح وارد شده كه بيت المقدس چهل سال پس از ساختن بيت الحرام براي مردم مقرّر شد واين دلالت مىكند كه آن در زمان إسحاق ويعقوب ( ع ) بنياد گذارى شد ، امّا ساختن آن به تمام وكمال در زمان سليمان ( ع ) انجام پذيرفت . « 6 » وطبري نيز در تاريخ خود مىگويد : در زمان داوود طاعون كشندهاى دامنگير بني إسرائيل شد وأو مردم را به محل بيت المقدّس برد تا در آنجا به درگاه خداوند دعا كنند واز أو بخواهند كه اين بلا را از سر آنان بردارد ، دعايشان أجابت شد وآنان آنجا را به عنوان مسجد برگزيدند وچنانكه گفتهاند اين رخداد يك سال پيش از فرمانروايى أو اتفاق افتاد ، امّا پيش از
هامش
( 1 ) . تفسير قرطبى ، 4 / 138 ؛ فتح الباري ، 6 / 408 - 409 .
( 2 ) . عويد مطرفى ، پيشين ، ص 149 .
( 3 ) . البحر المحيط ، 3 / 6 .
( 4 ) . تفسير أبى السعود ، 6 / 278 ؛ تاريخ ابن خلدون ، 2 / 113 .
( 5 ) . محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 2 / 1155 - 1158 .
( 6 ) . مختصر تفسير ابن كثير ، 2 / 354 .