تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
برگزيد كه مىخواست آن سفر مايهء پيوند باورهاى بزرگ يكتا پرستى از زمان إبراهيم وإسماعيل ، عليهما السلام ، تا محمد ( ص ) رسول اللّه وخاتم پيامبران باشد . همچنين أماكن مقدس تمامى آيين‌هاى يكتاپرستى را به هم مرتبط سازد ، تو گفتى مراد از اين سفر خجسته اعلان اين حقيقت بود كه واپسين پيامبر ميراثبر مقدسات پيامبران پيشين است ورسالتش فراگير تمامى اين مقدسات خواهد بود وبا همهء آنها پيوستگى دارد . از اين روى همه را آنجا ، در زيستگاه وسرايشان فرا آوردند تا بگويند أو همان بزرگترين پيشوا ورئيس پيشرو است ، درود ورحمت خداوند بر همهء آنان باد . آنگاه به راستى بايد در نظر داشت كه سفر إسراء ( معراج ) به گستره‌اى بس فراتر از مرزهاى زمان ومكان أشارت دارد وكرانه‌ها وافق‌هاى بسى فراخ‌تر از زمان ومكان را شامل مىشود وچنان معاني برتر وبزرگى را در خود دارد كه بسى ژرف‌تر از معاني نزديكى است كه به نخستين نگاه دريافت مىگردد . « 1 » چه بسا همواره اين پرسش مطرح باشد كه به راستى افتخار بنياد گذارى مسجد الأقصى با كيست ؟ أحمد بن حنبل وابن ماجة وابن خزيمة وابن حيان وحاكم ونسايى ( كه اسناد اين روايت از أو نقل مىشود ) هر يك از طريق اسناد خويش از عبد الله بن فيروز ديلمى از عبد اللّه بن عمرو بن عاص از رسول خدا ( ص ) روايت كرده‌اند كه فرمود : « سليمان بن داوود ، عليهما السلام ، وقتي بيت المقدس را بنياد گذارد ، بيش از سه چيز از خداوند نخواست : از خداوند متعال خواست كه به أو حكمي برابر با حكم خويش دهد كه به أو داده شد ؛ از خداوند چنان فرمانروايى خواست كه پس از أو كسى را نسزد وآن نيز از أو دريغ داشته نشد وآنگاه كه از ساختن مسجد فراغت يافت از خداوند متعال خواست اگر كسى تنها به قصد نماز به آنجا درآيد ، چنان گناهانش را بيامرزد كه گويى تازه از مادر زاده شده است » . « 2 » همچنين بخارى ومسلم از أبى ذرّ ( رض ) روايت كرده‌اند كه گفت : عرض كردم ، يا رسول اللّه ، نخستين بار كدامين مسجد در زمين ساخته شد ؟ فرمود : « المسجد الحرام » . گفتم : آنگاه كدامين مسجد ؟ فرمود : « المسجد الأقصى » عرض كردم ، فاصلهء آنها چند سال بوده است ؟ فرمود : « أربعون سنة ثمّ أينما أدركتك الصّلاة بعده فصلّه فإنّ الفضل فيه / چهل سال ، پس از آن
هامش
( 1 ) . في ظلال القرآن ، 4 / 2214 ؛ تفسير ابن كثير ، 3 / 5 . ( 2 ) . سنن نسايى ، 2 / 43 ؛ سنن ابن ماجة ، 1 / 451 ؛ جامع الأصول ابن أثير ، 9 / حديث شمارهء 6307 ؛ جامع الصغير سيوطى ، حديث شمارهء 2086 ؛ البداية والنهاية ، 2 / 26 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 58 .