تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
حتى بر زنان أو نيز چيره شد . « 1 » ودر روايتي نيز چنين مذكور است كه فتنه از آنجا آغاز شد كه جراده ، همسر سليمان ، داشت بر پدرش كه سليمان أو را كشته بود مىگريست ، آنگاه سليمان به شيطان فرمان داد كه به هيئت پدرش درآيد وآن زن نيز جامه‌اى همچون تن پوش پدرش به تن أو كرد وأو هر صبح وشام همراه با كنيزانش به نزد أو مىرفت وبرايش به سجده مىافتادند . آصف در اين باره با سليمان سخن گفت وسليمان آن پيكره را در هم شكست وآن زن را كيفر داد . « 2 » آنگاه خود به تنهايى سر به بيابان گذاشت وشن بيابان را بستر گزيد وبر آن نشست وبه درگاه الهى توبه كرد . به روايتي ديگر سليمان به يكى از شياطين گفت : چگونه مردم را مىفريبيد ؟ أو گفت : انگشترت را به من بنما تا به تو بگويم ، چون انگشترش را به أو داد ، آن را به دريا افكند ، آنگاه فرمانروايىاش بر باد شد وآن شيطان چهل روز - به شمار روزهايى كه در خانهء خويش بت پرستيده بود - بر تخت أو نشست . آنگاه صيادى يك ما هي به أو داد وشكمش را شكافت وانگشترى در آن ديد كه با آن نامه‌ها را مهر مىكردند . سجده كنان بر زمين افتاد وحكومتش ديگر بار به أو برگردانده شد . آنگاه آن شيطان را گرفت وأو را درون سنگى گذاشت وبه دريا افكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 26 / 208 ؛ الدّر المنثور ، 5 / 312 ؛ تاريخ طبري ، 1 / 499 ، آنگاه متون پيش گفته را با تفسير طبري ( 23 / 108 ) مقايسه كن كه مىگويد ، آنگاه شيطان بر تمامى ملك سليمان جز زنانش چيره شد ودر تفسير ابن كثير ( 4 / 55 ) نيز آمده است كه رأى مشهور در اين باره آن است كه از مجاهد وچندين تن از ديگر پيشوايان سلف روايت شده است كه آن جنّ بر زنان سليمان چيره نشد ، بلكه خداوند متعال براي گرامى داشت وتكريم پيامبرش ( ع ) آنان را از گزند أو مصون داشت . ( 2 ) . بىترديد اين اسطوره از توراتى روايت شده كه امروزه يهوديان در دست دارند كه به دروغ مىپندارد كه سليمان ( ع ) هفتصد زن وسيصد كنيز در حريم خود داشت وخود از آنان فرمان مىپذيرفت ؛ تا آنجا كه براي ارضاى خاطر وميل آنان معبدهاى كوچكى براي پرستش ديگر خدايان ( بتان ) بنا كرده بود ونوبتي به آنان اختصاص داده بود . وهمچون پدرش ، داوود ( ع ) دل - تنها - به پروردگارش نداده بود ، چنانكه به دنبال عشتاروت ، خداى صيدون وملكوم خداى عمونيان رفت وسليمان كوشك وساختمانى بلند براي كموش بت موابىها بر كوهى روبه‌روى أورشليم ساخت وهمچنين كارى نيز براي بت بنى عمون كرد ؛ وبراي تمامى زنان بيگانه‌اش نيز كه براي خدايانشان شمع بر مىافروختند وقرباني مىكردند ، چنين كرد » . تورات يهوديان چنين تصويرى از پيامبر بزرگوار خداوند ارائه مىدهد وبيان ميدارد كه أو عمرش را چنان پايان برد كه پروردگارش از أو خشمگين بود و - پناه بر خدا - أو را كيفر داد ، چرا كه دلش از خداوند به كژى گرايش يافت وسفارش‌هاى أو را به گوش نشنيد ( سفر اوّل پادشاهان ، 11 : 1 - 13 ؛ محمد بيومى مهران ، إسرائيل ، 3 / 213 - 218 ) . از اين گذشته برخى از اين روايات كه گروهى از مفسران ومورخان ذكر كرده‌اند همان ويا همچون همان است كه در تورات آمده ودروغ‌هايى است كه بر آن پيامبر بزرگوار بسته‌اند . ( 3 ) . تفسير فخر رازي ، 26 / 207 - 208 ؛ تفسير طبري ، 23 / 157 - 158 ؛ تفسير ابن كثير ، 4 / 53 - 55 ؛ تاريخ