تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
نسبت مىدهند . « 1 » در عين حال روايتي ديگر نيز در اين باره وارد شده كه طبري آن را از ابن عباس نقل كرده است ، چنانكه قرطبى آن را از أو وقتادة وحسن وزهرى وابن كيسان روايت كرده كه مراد از مسح ساق وگردن اسبان در اين آيهء كريمه دست كشيدن به طناب‌ها وزدودن غبار آنهاست . طبري در تفسير مىگويد با اين قول كه از ابن عباس نقل كرديم ( مسح طناب وكشف غبار با دست كشيدن بر يال وبيني ) به تأويل آية نزديك‌تر است ، چرا كه هيچ پيامبرى از پيامبران خدا را نسزد كه حيواني را با گردن زدن كيفر دهد وأموال خويش را بي دليل تباه كند ، آن هم تنها از اين حيث كه أو را از نمازش منصرف كرده‌اند ، آنگاه گناه نگريستن به آنها بر عهدهء اوست ، نه اسبان . « 2 » همچنين فخر رازي باور دارد بهتر آن است كه بگوييم
« رِباطِ الْخَيْلِ
/ آماده سازى اسبان » در دين آنان ، مانند آيين محمّدى ( ص ) ، امرى پسنديده ومستحب بود ، كه سليمان ( ع ) نيز در جنگى ضروري فرمان داد كه خيل اسبان را بياورند واز فرارويش بگذرانند وياد آور شد كه من آنها را براي دنيا وخواهش نفس خوش نمىدارم ، بلكه آنها را براي كار خداوند وتقويت دين أو مىپسندم . ومراد از
« عَنْ ذِكْرِ رَبِّي »
نيز همين است ، آنگاه به آماده سازى ومهيا كردن آنها پرداخت تا اينكه آفتاب به پرده درون شد ( از چشمانش ناپديد گشت ) ، آنگاه به مربيان اسب‌ها فرمان داد كه آنها را ديگربار بازآوردند ، چون بازآوردند به مسح ساق وگردن آنها پرداخت . مراد از اين مسح مىتواند يكى از أمور زير باشد : 1 ) گراميداشت ونيز آشكارا نماياندن عزت آنها از آن روى كه توانمندترين مددكاران در مبارزه با دشمن هستند ؛ 2 ) آنكه مىخواست معلوم بدارد وبه مردم بنماياند كه در پرداختن به أمور سياسي وفرمانروايى چنان شفّاف عمل مىكند كه بسيارى از كارها را خود انجام مىدهد ؛ 3 ) آنكه أو به أحوال وبيمارىها وعيوب اسبان از هر كس ديگرى آگاه‌تر بود ، از اين روى آنها را مىآزمود وبر ساق‌ها وگردن آنها دست مىسود تا دريابد كه آيا بيمار هستند يا خير ؟ ألفاظ وعبارات قرآن كريم نيز با اين تفسير پيش گفته تطابق وهمخوانى دارد ودر عين
هامش
( 1 ) . تفسير فخر رازي ، 26 / 205 - 206 . ( 2 ) . تفسير طبري ، 23 / 156 ؛ آنگاه اين مطلب را با سخن ابن كثير ( تفسير ، 4 / 52 ) بسنجيد كه مىگويد : اين قول را كه ابن جرير طبري ترجيح داده ، ترديد پذير است ، زيرا چه بسا در شرع آنان چنين كارى مجاز بوده باشد به ويژه مايهء خشم خداوند به دليل مشغول شدن به تماشاى آنها وترك نماز شده باشد . از اين روى ، وقتي آنها را از زمرهء أموال خويش بيرون برد ، خداوند متعال بهتر از آن به أو داد كه همان بادي بود كه به هر كجا كه مىخواست سير مىكرد و . . .