تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 795

مساهمون:

ص٧٩٥

( 328 / ب ) نامهء عمر ( به ابو موسى اشعرى دربارهء كارهاى عمومى جامعه

تاريخ المدينة المنورة ، ابن شبّه ص 770 ، محشّى آن ، به تاريخ طبرى 1 / 2755 ، البيان و التّبيين ، جاحظ 2 / 356 و شرح نهج البلاغه 12 / 12 نيز ارجاع داده است . عمر به يكى از كارگزاران خود ( به ابو موسى اشعرى برابر آنچه در شرح نهج البلاغة آمده است ) ، نوشت : پس از عنوان ، نيرومندى در كار بدان است كه كار امروز به فردا نيفكنيد . زيرا اگر چنين كنيد ، نيرويتان به زيان شما به هم مىپيوندد و آنگاه نمىدانيد آنچه را كه از دست داده‌ايد با كدام نيرو به دست آوريد . هان بدانيد كه دادن شتر نابينا يا گوش چاك خورده و تباه گشته به فرمانروا ، همانست كه فرمانروا در راه خدا مىدهد . هرگاه فرمانروا در رفاه باشد ، مردم نيز در رفاه خواهند بود . مردم براستى از پادشاه خود ، گريزانند و به خدا پناه مىبرم كه يكى از اين چيزها به من برسد : كينه‌هاى به جا مانده و همراه ، هوسهاى دنبال شده و مال دنياى برتر پنداشته شده . پس حق و درستى در پيش گيريد ، گرچه اندك زمانى از روز باشد .

( 328 / ج ) نامهء عمر به معاويه دربارهء ادارهء كارهاى مردم

تاريخ المدينة المنورة ، ابن شبّه ص 775 ، محشّى آن ، به البيان و التّبيين ، جاحظ نيز ارجاع داده است . از عطاء بن مسلم روايت است كه گفت : عمر به معاويه نوشت : پس از عنوان ، تو به راستى مردم خود را با آن درشتى و سختى كه مردم بدگمان را ، ادب مىكنى ، ادب نكرده‌اى ، چه دور باشند و چه نزديك . نرمى پس از درشتى ، مردم را بيشتر از ( بدى ) بازمىدارد و به هم مىپيوندد . گذشت و چشم‌پوشى پس از كيفر ، براى دورانديشان بهتر است .

( 342 / الف ) نامهء عمر به سعد بن ابى وقّاص براى بازداشتن وى از اخته كردن اسبها

شرح السير الكبير ، سرخسى 1 / 62 ( شمارهء المنجد 69 ) . از عمر آورده‌اند كه وى به سعد وقاص نوشت : هيچ اسبى را اخته مكن و نيز هيچ اسبى را بيش از دو ميل ، به تك راه مبر .