( )
( 318 / 6 ) نامهء عمر دربارهء اسيران اهواز و نتيجههاى آن
شرح السّير الكبير ، سرخسى 1 / 173 ( شماره المنجّد : 355 ) .
از مهلّب بن ابى صفره روايت است كه گفت : در روزگار عمر شهر اهواز را محاصره كرديم و آن را گشوديم - ولى مردم اين شهر با عمر در صلح بودهاند - پس به زنانى دست يافتيم و با آنان درآميختيم . اين خبر به عمر رسيد و به ما نوشت :
فرزندانتان را برداريد و زنان مردم اهواز را به ايشان بازگردانيد .
( 318 / 7 ) نامهء عمر دربارهء آزادسازى اسيران شوشتر
شرح السير الكبير ، سرخسى 1 / 173 ( شمارهء المنجّد : 355 ) .
از عطاء روايت است كه گفت : شوشتر با صلح گشوده شد ؛ ولى مردم آن ، كافر شدند . مجاهدان اسلام با آنان پيكار كردند و اسيرشان كردند و مسلمانان به زنان ايشان دست يافتند و زنان از آنان فرزند آوردند . عمر دستور داد كه زنان را آزاد كنند و آنها را از مسلمانها جدا سازند .
متن نامه به دست نيامده ؛ ولى بناچار نامهاى در كار بوده است .
( 325 / 6 ) نامهء عمر براى شناسايى وضعيت عراق از نزديك
تاريخ المدينة المنورة ، ابن شبّه ص 679
الشّفاء - يكى از نخستين زنان مهاجر - براى من روايت كرد كه عمر به كارگزار عراق نوشت : دو تن از مردان چابك ، هوشمند و گرانمايه را نزد وى فرستد تا درباره عراق و مردم آن ، از آنان پرسش كند . او لبيد بن ربيعة ( 1 ) و عدىّ بن حاتم ( 2 ) را نزد عمر فرستاد .
متن نامهء عمر ، به دست نيامده است .
1 . لبيد بن ربيعه عامرى از شاعران نامدار و مخضرم عرب بود كه در جاهليت و اسلام شعر سرود . وى يكى از صاحبان قصيدههاى آويخته بر كعبه بود . لبيد با نمايندگان قبيلهء خود نزد پيامبر ( ص ) آمد و مسلمان گشت . وى ميان سالهاى 540 تا 545 ميلادى به جهان آمد و ميان سالهاى 35 تا 38 ه در كوفه از جهان رفت ( تاريخ الأدب العربى ، دكتر عمر فرّوخ 1 / 232 - 231 ) . م .
2 . عدى بن حاتم طايى يكى از شخصيتهاى سرشناس قبيله طىّ و پسر حاتم طايى جوانمرد و بخشندهء نامدار عرب بود . در سال 9 ه اسلام پذيرفت و همواره در راه اسلام كوشيد . عدى در جنگ صفين در كنار على ( ع ) بود و در آن جنگ ، چشم خود را از دست داد . وى بيش از يكصد سال زندگى كرد و در سال 68 ه درگذشت ( الأعلام ، زركلى 5 / 8 ) . م .