( 368 / 32 / الف ) نامهء عمر دربارهء گمركهاى بازرگانى و رفتن فرياد خواه مسيحى به حرم كعبه
الخراج ، ابو يوسف ، چ بولاق ص 78 - 79 ؛ شرح السّير الكبير ، سرخسى 4 / 286 - 287 ( ش المنجد : 4242 ) .
از زياد بن حدير اسدى روايت است كه عمر بن خطّاب وى را براى گردآورى عوارض گمركى عراق و شام ، روانه كرد و دستور داد كه از مسلمانان 4 / 10 از يك عشر و از مردم ذمّى 5 / 10 از يك عشر و از مردم حربى ، يك عشر ، بستانم . مردى از مسيحيان عرب بنى تغلب با اسبى بر او گذر كرد . بر اسب او بيست هزار درهم ، قيمت نهادند . مأمور گفت : يا اسب را به من ده و نوزده هزار درهم از من بستان و يا اسب را نگهدار و يك هزار درهم به من ده . گويد : او هزار درهم داد و اسب را نگاه داشت . سپس در همان سال بار ديگر بر « زياد » گذر كرد . زياد گفت : هزار درهم ديگر به من ده . مرد تغلبى گفت : هر بار كه بر تو گذر مىكنم ، هزار درهم از من مىخواهى .
گفت : آرى . مرد تغلبى نزد عمر رفت و در مكه خانه خدا به او رسيد و اجازه خواست . عمر گفت : تو كيستى ؟
گفت : من مردى از مسيحيان عربم و داستان خود را بازگفت . عمر گفت : آنچه پرداختهاى بس است و چيزى بر آن ، نيفزود . گويد : مرد تغلبى به سوى زياد بن حدير بازگشت و خود را آماده كرده بود كه هزار درهم ديگر بپردازد كه ديد نامهء عمر پيش از وى رسيده است .
( 368 / 32 / ب ) سفارش عمر به انس بن مالك دربارهء عوارض گمركها
الخراج ، ابو يوسف چ بولاق ص 78 .
از انس بن مالك روايت است كه گفت : عمر بن خطّاب مرا براى دريافت عوارض گمركى فرستاد و براى من فرمانى نوشت كه بابت كالاهاى بازرگانى مورد اختلاف ، از مسلمانان 4 / 10 عشر ، از مردم ذمى 5 / 10 عشر و از مردم حربى يك عشر ، عوارض گمركى بگيرم .
( 368 / 56 - 57 / الف ) نامهء عمر بن خطّاب به سعد بن ابى وقّاص
مجلة التّربية الإسلاميّة ، بغداد 25 / 12 ، ذى الحجة 1404 ق . ص 721 - 722 ( بدون ذكر مأخذ ) من مأخذ اين نامه را از آن مجله درخواست كردهام و همچنان منتظر جواب هستم ( سبك نامه از خودنامه پيداست ) .
پس از عنوان ، من تو و سپاهيانى را كه با تواند ، در همه حال ، به پرهيز از نافرمانى خدا ، فرمان مىدهم .
چون پرهيزگارى ، برترين ابزار پيكار با دشمن و نيرومندترين نيرنگ ( چارهجويى ) در جنگ است . به تو و همراهانت فرمان مىدهم كه از گناهان خويشتن ، بيش از دشمن بترسيد . زيرا گناهان لشكريان براى آنان ، از دشمن ، هراسانگيزتر است . پيروزى مسلمانان ، تنها از راه سر پيچى دشمنانشان از فرمان خداست . اگر اين معنى نمىبود ، توان رويارويى با آنان را نداشتيم ، زيرا شمارهء لشكريان و امكانات رزمى ما ، به اندازه لشكريان و