ودر “ حق اليقين “ - بعد ترجمه روايات عديده متضمن انكار عمر حكم تيمم را - گفته كه :
اين أحاديث از “ صحاح “ سنيان نقل شده وايشان ‹ 1882 › انكار صحت اينها نمىتوانند كرد ، پس مىگوييم خالى از دو صورت نيست :
يا آنكه عمر - در وقتي كه امر كرد سائل را كه در هنگام نيافتن آب ترك نماز بكند واذعان قول عمار نكرد وگفت : اگر من باشم نماز نمىكنم تا آب به هم رسد - عالم بود به آنكه خداى - تعالى شأنه - تيمم را بر فاقد آب واجب گردانيده ، ومتذكر آن بود كه حق تعالى در دو آية تصريح به آن نموده ، ودر خاطر داشت امر حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را ( 1 ) به تيمم وبيان كيفيت آن كردن ; يا جاهل بود ونمىدانست فرموده خدا ورسول خدا [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] را .
اگر شقّ أول باشد - چنان كه ظاهر ( 2 ) أكثر أحاديث است - انكار أو حكم تيمم را ردّ صريح خواهد بود بر خدا ورسول أو ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به گمان اينكه اين حكم مستلزم مفسده است ونسبت جهل وامر قبيح به خدا ورسول [ ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ] خواهد بود ، وكفرى از اين قبيح تر وظاهرتر نمىباشد ، اگر چه از أو غريب نبود ومدار أو بر اين بود ! چنانكه ( حىّ على خير العمل ) را از اذان انداخت ،
هامش
1 . قسمت : ( ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
2 . در [ ج ] در متن كلمه : ( منطوق ) آمده وكلمه : ( ظاهر ) در حاشية ذكر شده است .