كه دين وايمان سنيه وابسته به روايات صحابه باشد وأصل الأصول ايشان اعني امامت بكرى به عنايت صحابه ثابت گردد كه اگر قبول صحابه بر هم خورد ، سقف اجماع سقيفى از پا در آيد - ادعاى قادح نمودن ، وباز از اظهار آن دم به خود كشيدن خرافه محض واختلال عقل است ، والاّ ملاحده وكفار را مژده باد كه ايشان هم آيات وأحاديث را به ادعاى قادح خفى ردّ وابطال خواهند كرد واز بيان آن اعراض [ نمايند ] .
بالجملة ; اين همه حسن ظنّ حضرات ( 1 ) أهل سنت است كه زحمت ( 2 ) اختراع تكلفات بارده براي اصلاح ما لا يصلح مىكشند ( 3 ) ، ودانشمندى وديانت خود ظاهر مىسازند ! ! والا بديهي است كه انكار وردّ چنين حديث حضرت عمار وجهي جز عناد ولداد وعدم اعتنا به احكام ربّ العباد نداشت .
سبحان الله ! أهل سنت خبر مكذوب وموضوع : ( نحن معاشر الأنبياء ‹ 1881 › لا نرث ولا نوّرث ) را واجب القبول والاذعان پندارند ، بلكه حجت ودليل بر أهل حق گردانند ، حال آنكه هرگز نزد أهل حق ناقل آن به مرتبه أدنى مراتب اسلام وايمان هم نمىرسد ، وقوادح جليه در آن ظاهر ،
و
هامش
1 . كلمه : ( حضرات ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .
2 . در [ ج ] : ( تصديع ) .
3 . [ ج ] : ( مىفرمايند ) .