تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 548

مساهمون:

ص٥٤٨
احكامى كه از آن مستفاد است از صحابه به ما رسيده است ، وچون حال ايشان بر وجهي اعتقاد كنند كه آن مبتدعان مىگويند ، بر نقل ايشان هيچ اعتماد نماند ، پس شريعت ثابت نشود ، نعوذ بالله من الضلال ، اكنون ببايد دانستن كه محافظت بر اين مسأله بر مصداق أهل سنت وجماعت ، محافظت است بر جمله أبواب شريعت وتهاون بدان اضاعه جمله شريعت ، والله ناصر وولي دينه . ( 1 ) انتهى . از اين عبارت ظاهر است كه : طعن در أتباع أبى بكر مفضى است به طعن در دين ، وعدم قبول روايات ايشان عين زندقة وقدح دين واضاعه شريعت است ، پس طعن خلافت مآب در روايت عمار - كه نهايت جليل القدر وعظيم الشأن كه حسب روايات أهل سنت هم مثل عمار در صحابه جز معدودى قليل وجود ندارد - مفضى به زندقة واضاعه شريعت وتهاون دين وطعن آن خواهد بود . وادعاى اين معنا كه : عدم قبول عمر حديث عمار را به اين جهت بوده كه أو در آن ( 2 ) قادحى خفى را ديده . مقدوح است به اينكه : در چنين حديث صحيح وثابت كه صحابي عادل وجليل وثقة وممدوح از زبان جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) روايت كند - با وصفى
هامش
1 . [ الف وج ] آخر فصل سوم از باب سوم . [ المعتمد في المعتقد : ] . 2 . عبارت : ( در آن ) از [ ج ] افزوده شد .