صلات را أصلا اطلاعى نباشد بر آية تيمم وبه سبب عدم حصول علم به وجوب تيمم ترك صلات كرده باشد .
سوم : آنكه نسائي اين روايت را در باب ( في من لا يجد الماء والصعيد ) وارد كرده است كما علمت ، وايراد اين روايت در اين باب دلالت دارد بر آنكه اين تارك صلات نه آب يافته ونه صعيد كه به آن تيمم كند ، پس بنابر اين ، اين حديث موجب تأييد وتصويب حكم به ترك صلات باوصف يافتن صعيد نمىتواند شد .
چهارم : آنكه اين روايت نص نيست بر آنكه آن حضرت بعد تصويب تارك صلات أو را مأمور به تيمم واداى صلات نفرموده ، محتمل است كه بعد ارشاد : ( أصبت ) حكم به تيمم وصلات فرموده باشد ، يا ارشاد ( أصبت ) را به متيمم مصلى كاشف از امر أو به صلات وتيمم گردانيده باشد لاشتراك التكاليف . وغرض از ارشاد ( أصبت ) به تارك صلات آن بوده باشد كه چون به غير استفسار از مهبط وحى نماز نخوانده اى ( 1 ) به صواب رسيده ، وجايز است كه هنوز وقت نماز باقي باشد ، پس تأخير صلات تا استفسار از سرور اخيار - صلى الله عليه وآله الأطهار - عين حق وصواب باشد .
هامش
1 . قسمت : ( اى ) از [ ج ] افزوده شد .