حديث ، وپرهيزگارتر است براي خدا از اينكه برسد أو را ‹ 1875 › اين حديث بعد از آن قائل به آن نشود مگر به سبب معنايى كه فهميده باشد آن را از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) ( 1 ) .
پس اگر غرض آن است كه مرتبه خلافت بالاتر از آن است كه بر متصدى آن مثل اين حديث مخفى شود ، وخليفه مخالفت نص نمىتواند كرد ; پس اين خود تصريح به مرام ومطلوب أهل حق است كه نزد ايشان خفاى احكام شرعيه ومخالفت نصوص نبويه بر امام مطلقاً جايز نيست چه جا احكام عامة البلوى كثيرة الوقوع كه خفاى آن ومخالفت نصوص آن نهايت مستهجن ومستقبح است ، وهيچ عاقلى تجويز آن براي امام كه مرجع وملاذ أنام است نمىتواند كرد ، پس بحمد الله بنابر اين بطلان خرافات وهفوات اخلاف واسلاف أئمة سنيه كه بي محابا تجويز جهالات شنيعه ومخالفات فضيحه بر امام مىنمايند ، وبر طعن أهل حق بر جهل خلفا طعن واستهزا وچشمك مىزنند به كمال وضوح وظهور مىرسد .
واگر غرض آن است كه خلافت مآب قطع نظر از مرتبه خلافت في نفسه بالاتر بود از آنكه اين حديث بر حضرتش مخفى شود يا مخالفت آن نمايد ; پس اين خود مايه استهزا است ; زيرا كه خفاى بسيارى از احكام ونصوص بر
هامش
1 . اشاره به كلام گذشته ولى الله كه : عمر بن الخطاب أجلّ من أن يخفى عليه هذا الحديث ، وأتقى لله من أن يبلغه هذا الحديث ثمّ لا يقول به إلاّ لمعنى فهمه عن النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] وسلم . . ! راجع : إزالة الخفاء 2 / 89 .