پس كاش ولى الله بر اين كلمات عصبيت آيات خود - كه در آن داد نصب داده - قدم ثبات مىفشرد ودر مقام حمايت خلافت مآب تجويز بلكه تصويب اختلاف بر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نبسته ( 1 ) ، داد تناقض وتهافت نمىداد ، لكن غرض أو محض اعلاى شأن خلافت مآب است ، هر جا كه توهين وتهجينِ اختلاف را مثمر مدح وثناى خلافت مآب دانست در آن اغراق ومبالغه به كار برد ، ودر تهجين وتنقيص شأن مرتضوي - معاذ الله من ذلك - كوشيد ; وهرگاه اثبات وتصويب اختلاف را موجب صيانت خلافت مآب از تكفير وتضليل گمان كرد ، اتعاب نفس در تشييد مباني آن كرد ! ! فلا حول ولا قوة الاّ بالله .
وانصاف بايد كرد كه هرگاه اختلاف مردم در فهم كلام جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) - معاذ الله - موجب نقص شأن آن حضرت ومفضوليت ومرجوحيت از خلافت مآب گردد ، وفرق زمان آن حضرت با زمان عمر - معاذ الله - مثل فجور وبرّ باشد ، كما يدلّ عليه آخر كلامه ، پس تجويز وتصويب اختلاف كه نسبت آن به جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرده در چه مرتبه از شناعت وفظاعت خواهد بود ؟ !
اما اينكه عمر بن الخطاب بزرگتر است از اينكه مخفى شود بر أو اين
هامش
1 . كلمه : ( نبسته ) در حاشية [ الف ] به عنوان تصحيح آمده است .