همچنين در هر حادثه مشكله از فقه وغير آن ، مثل : تحريم متعه وغسل رجلين كلمههاى دقيقه از حضرت مرتضى [ ( عليه السلام ) ] شنيدند ، در تطبيق آن متحير ماندند وفتح باب اختلاف واقع شد ، وأصحاب حضرت فاروق كه ( 1 ) أكثر أحوال همين يك مدعا از كلام وى فهميدند [ و ] ( 2 ) بر وى مختلف نشدند ودر آنچه رأى اوست متحير نگشته ( 3 ) ، فاروق خود به اين نكته أيما نموده است جايى كه گفته :
إن الفجور هكذا - وغطّى رأسه إلى حاجبيه - إلاّ أن البرّ هكذا - وكشف رأسه - . ( 4 ) انتهى .
مىبينى كه در اين كلام ناصبيت نظام به غرض اسائه أدب [ به ] جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) نهايت ذمّ وتهجين وتوهينِ اختلاف نموده است تا آنكه اختلاف را خلاف دين وانموده - معاذ الله ! - نفى دين از ( 5 ) آن حضرت به سبب اختلاف مردم در عهد آن حضرت خواسته ; پس چگونه عاقلى تجويز توان كرد كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) اختلاف را - كه خلاف دين است - تجويز بلكه تصويب فرموده است ؟ !
هامش
1 . در مصدر ( در ) .
2 . زيادة از مصدر .
3 . در مصدر ( نگشتند ) .
4 . قرة العينين : 133 .
5 . در [ الف ] اشتباهاً اينجا : ( اعداى ) اضافه شده است .