شذر ومذر ( 1 ) مىشدند ، وحيص بيص بسيار مىديدند ، وراه اجتهاد واضح نمىشد وتحقيق حق ميسر نمىآمد ، حالا مىبايد [ شنيد ] ( 2 ) كه چند حديثي از شواهد اين معنا نيز روايت كنيم . . . إلى آخر ( 3 ) .
هرگاه به اعتراف خود ولى الله مفاسد تفرّق بسيار است وهيچ خصلت در ميان ملت بهتر از اتفاق نيست ، باز چگونه تجويز بلكه تصويب اختلاف بر جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به غرض حمايت خلافت مآب مىبندد ! !
واعجباه ! كه خليفه ثاني را به تحصيل اجماع ورفع اختلاف مدح وثنا نمايد وجناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) را منسوب به تصويب اختلاف سازد وشرم از أهل اسلام نيارد ! !
ونيز ولى الله در “ قرة العينين “ گفته است :
وفاروق زيادة تر بود در مناظره ومشاوره در مسائل شرعيه تا اقيسه متعارضه را بسنجد ، وهمه علما را به آنچه مرجّح است قائل كند واختلاف از
هامش
1 . در مصدر ( ندر ) .
شذر مذر دو اسم اند كه يك اسم به شمار آيند چون خمسة عشر ، ومبنى بر فتحند . . . [ به معناى ] متفرق وپراكنده . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .
2 . زيادة از مصدر .
3 . [ الف وج ] أوائل مقدمه سادسه از دلائل عقلي . [ ج ] صفحه : 37 / 216 . [ قرة العينين : 55 ] .