اكتفا نفرموده ، اين منع را مدلّل ومبرهن هم فرموده به آنكه : به درستى كه كساني كه قبل ايشان بودند اختلاف كردند پس هلاك شدند ، حاصل آنكه اختلاف سبب هلاك ابدى وخسران سرمدي است ، پس اگر شما هم اختلاف خواهيد كرد مثل أُمم سابقه وقرون سالفه در هلاك وضلال ونكال ووبال خواهيد افتاد .
عجب كه با اين همه ذمّ وتوهينِ اختلاف ، اين بزرگ ، تهمت گران تصويب اختلاف بر آن حضرت مىگذارد وأصلا استحيايى نمىكند !
ونيز در “ كنز العمال “ مسطور است كه :
لا تختلفوا فتختلف قلوبكم . حم . دن . عن البراء ( 1 ) .
از اين حديث كه امام أحمد بن حنبل وأبو داود ونسائي روايت كردهاند هم ( 2 ) ظاهر است كه آن حضرت ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نهى از اختلاف فرموده وسببيت آن ، اختلاف قلوب را كه مورث أنواع عيوب است بيان فرموده ، پس چگونه عاقلى تجويز توان كرد كه آن حضرت تصويب اختلاف فرموده باشد ؟ !
بالجملة ; نسبت تصويب تأويلين مختلفين به جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نمودن ، در حقيقت جمع بين المتناقضين بر آن حضرت ‹ 1872 › ثابت كردن وداد اسائه أدب دادن است !
هامش
1 . [ الف وج ] نشان سابق . [ كنز العمال 1 / 177 ] .
2 . كلمه : ( هم ) از [ ج ] افزوده شد .