را آية اى از آيات الهى ومعجزه [ اى ] از معجزات نبوي وانموده ( 1 ) - آغاز نهاده ، داد رشادت داده !
بالجملة ; هر چند اين افاده سديده والد عبدالعلى براي ابطال انكار روايت انكار ابن عباس عول را كافى ، وبراي دفع توهمات سخيفه أو وافى است ، لكن - بنابر مزيد توضيح - نقض فقراتش به تفصيل نمىنماييم :
اما دعوى انقطاع باطن در روايت ابن عباس ; پس دليل عدم صفاى باطن وغشّ كامن است ; زيرا كه حديثي ( 2 ) كه أكابر أئمة حذاق محققين وأساطين منقدين معتمدين روايت كرده باشند به محض توهم باطل ردّ كردن خارج از دأب أئمة حديث وأرباب تحقيق است .
وتقديم عمر ابن عباس را وسؤال از أو واستحسان قول أو را ، دليل نفى هيبت في جميع الأوقات ساختن ، وبه اين سبب جسارت بر تكذيب اين روايت نمودن به مراحل قاصيه از امعان وتأمل ‹ 1844 › دور افتادن است ; زيرا كه ايجاب جزئي منافى سلب جزئي نيست بالبداهة ، واين بزرگ دَمِ مباهات در علوم معقول مىزند وشروط تناقض را هم هنوز به تحقيق فرا ياد نگرفته ! !
اگر عمر تقديم ابن عباس را بر أكابر كرده باشد ودر بعض أوقات سؤال از
هامش
1 . مراجعه شود به : تحفه اثنا عشريه : 184 .
2 . [ ج ] روايتي .