تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
ينقلن من فرض مقدّر إلى فرض غير مقدّر . فقال الرجل : ما يغنيك فتواك شيئاً فإن ميراثك يقسّم بين ورثتك على غير رأيك ! فغضب فقال : هلاّ يجتمعون حتّى ( نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ ) ( 1 ) ، إنّ الذي أحصى رمل عالج عدداً لم يجعل في مال نصفين وثلثاً ( 2 ) . از اين عبارت ظاهر است كه : عمر أول كسى است كه حكم كرده به عول ، وابن عباس بعد موت عمر انكار عول نموده ، وهرگاه كسى گفت كه : آيا انكار نكردى آن را در زمان عمر ؟ گفت ابن عباس كه : ترسيدم أو را - يعنى عمر را - وبود مرد مهيب . ونيز ابن عباس به جواب سؤال مردى كه از أو حال فرائض عائله پرسيده فرموده كه : داخل مىكنم ضرر را بر كسى كه أو بدتر است از روى حال وآنها بنات وأخوات اند ، به درستى كه ايشان نقل كرده مىشوند از فرض مقدر به سوى فرض غير مقدر ، وهرگاه اين سائل ، كلام تشنيع آميز به ابن عباس گفت ، يعنى به مزيد جسارت سراييد كه : دفع نمىكند از تو فتواى تو چيزى را پس به درستى كه ميراث تو تقسيم كرده خواهد شد در ميان ورثه تو بر خلاف رأى تو ، ابن عباس غضبناك شد وگفت كه : آيا مجتمع نمىشوند تا كه مباهله كنيم پس بگردانيم لعنت خداى تعالى [ را ] بر كاذبين ؟ ! به درستى كه خدايى كه
هامش
1 . آل عمران ( 3 ) : 61 . 2 . [ الف وج ] باب العول 7429 . [ شرح السراجية في علم الفرائض : 49 ] .