غير آن نقل كرده ، ونيز اين مذهب را ابن المنذر از أصحاب ابن عباس مثل عطا وطاوس وعمرو بن دينار نقل كرده ; پس با وصف ثبوت اين مذهب از اين حضرات وديگران - كه ذكر ايشان سابقاً گذشت - دعوى شذوذ اين مذهب از غرائب ترهات است .
واز طرائف أمور آن است كه ابن التين - كه از أكابر أئمة وأساطين ايشان است - به مزيد حرارت حمايت عمريه از ديانت ودين دست برداشته كذبى عجيب ‹ 1686 › بر زبان آورده ، يعنى ادعاى اجماع بر لزوم ثلاث آغاز نهاده ، وابن حجر عسقلانى بعد از اين كذب غير متين ابن التين آغاز نهاده وبطلان آن ظاهر كرده ، چنانچه بعد عبارت سابقه در “ فتح الباري “ گفته :
ويُتعجّب من ابن التين حيث جزم بأن لزوم الثلاث لا اختلاف فيه ، وإنّما الاختلاف في التحريم مع ثبوت الاختلاف كما ترى ( 1 ) .
وعلاءالدوله سمنانى در كتاب “ چهل مجلس “ گفته :
ديگر درويشى حكايت اين همى مىكرد كه : أو را در شام طعن مىكنند بدان كه أو معناى آيت طلاق را چنان مىگويد كه البتة به يك نوبت سه طلاق جمع نبايد ، تا سه نوبت جدا نبود ، اگر چه به يك نوبت صد طلاق گويد . وديگر آنكه در حق أمير المؤمنين عمر . . . گفته است كه : أو در چندين مسأله خطا كرده است .
هامش
1 . [ الف ] باب جواز الطلاق الثلاث من كتاب الطلاق . [ فتح الباري 9 / 316 ] .