بسيارى از علماى أهل بيت ( عليهم السلام ) خلاف حكم عمر است ( 1 ) ، واختيار اين حضرات مخالفت عمر را برهان باهر بر بطلان حكم أو است ، فأين الإجماع والاتفاق ؟ ! وهل ادّعاؤه إلاّ محض العناد والشقاق ؟ ! اگر اجماع قطعي بر حكم عمر متحقق مىشد چگونه اين حضرات مخالفت آن مىكردند ؟ !
پنجم : آنكه سابقاً به تصريح علاءالدوله دانستى كه قرآن شريف نيز مطابق مذهب أهل حق است كه دلالت بر عدم وقوع طلقات ثلاث دارد ( 2 ) ، پس چگونه عاقل باور توان كرد كه اجماع لايق اعتنا بر خلاف قرآن متحقق گردد ؟ !
بار الها ! مگر آنكه مراد اجماع چند جهله وعوام باشد كه چنين اجماع در سائر منكرات وشنائع - كه جهله وعوام بر خلاف قرآن وحديث ارتكاب آن مىكنند - متحقق است !
ششم : آنكه سابقاً از عبارت “ فتح الباري “ دريافتى كه عدم وقوع طلقات ثلاث از ابن مسعود وعبد الرحمن بن عوف وزبير نيز منقول است ( 3 ) ، پس حيرت است كه چگونه دعوى اجماع بر خلاف مذهب اين أجله وأعاظم صحابه دارند وحيا نمىآرند ؟ !
هامش
1 . چهل مجلس : 143 - 144 ( مجلس پنجاه وهشتم ) ، تفسير رازي 6 / 10 .
2 . چهل مجلس علاء الدولة سمنانى : 143 - 144 ( مجلس پنجاه وهشتم ) .
3 . فتح الباري 9 / 316 .