واين اضافه به سوى أهل اسلام ، نه به خود شيوه كفار ومرتدين آن زمان بود . انتهى ( 1 ) .
هرگاه اين اضافه نزد مخاطب وپيشوايان أو دليل ارتداد مالك بن نويرة وبرهان خروج أو از أهل اسلام باشد ، لابد كه اضافه عمر نهى متعه را به سوى خود ، نه به سوى خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) دليل باشد بر آنكه اين نهى از خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) صادر نشده ، بلكه مخصوص به خلافت مآب بود ، چه ظاهر است كه استدلال بر ارتداد مالك تمام نمىشود مگر به آنكه اضافه لفظ ( صاحب ) به مخاطبين دلالت مىكند بر آنكه آن حضرت صاحب متكلم نبودند ، واين استدلال با آنكه مستلزم خرابى بسيار است - كما علمت سابقاً - بلاشبهه دلالت خواهد كرد بر آنكه اضافه عمر نهى متعه را به سوى خود دليل است بر آنكه نهى متعه از خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) صادر نشده .
واين تقرير بنابر الزام تمام است ، وأصلا به جواب آن رگ ( 2 ) گردن دراز نمىتوانند كرد ، وبنابر تحقيق استدلال نه به مجرد اضافه نهى به سوى خود است ، بلكه مقابله نهى خود با اباحه عهد نبوي دلالت صريحه بر اين مطلوب دارد ، وتقديم مسند اليه وعدم ذكر نهى خدا ورسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) با وصف مسيس حاجت به آن از مؤيدات آن است .
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 263 .
2 . در [ الف ] اشتباهاً : ( رك ) آمده است كه اصلاح شد .