وعجب تر آن است كه مخاطب با وصف ثبوت نزول اين آية در جواز متعه به روايت أعاظم أئمة دين سنيه به مزيد بي مبالاتى وجسارت - كه در سنخ ضميرش كامن است - در باب فقهيات نزول اين آية كريمه را در متعه غلط محض پنداشته ، وروايت آن را از صحابه محض افترا انگاشته ، وتفاسير أهل سنت را كه در آن اين روايت نقل كنند غير معتمد گردانيده ، تفاسير أئمة كبار ونحارير عالي مقدار را توهين وتهجين عظيم نموده ، خود را در جمله مشنّعين أئمة سنيه گنجانيده ، چنانچه گفته :
وآنچه گويند كه : ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَة ) ( 1 ) در حق متعه نازل است ، غلط محض است ، وروايت اين از عبد الله بن مسعود وديگر صحابه محض افتراست ، اگر چه در تفاسير غير معتبره أهل سنت نيز نقل كنند . ( 2 ) انتهى .
تحيّر است كه چسان مخاطب - با وصف دعواي تسنن ! - تصانيف چنين أئمة اعلام ومحدّثين عظام ومفسرين فخام را - كه دين سنيه وابسته به ايشان است واسماى جمله [ اى ] از ايشان [ را ] شنيدى - غير معتبر قرار داده ، در پى هتك ناموس اسلاف وأساطين خود فتاده ! فاعتبروا يا أُولي الألباب ، وقولوا : إن هذا شيء عجاب !
هامش
1 . النساء ( 4 ) : 24 .
2 . تحفه اثناعشريه : 256 - 257 .