جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كاذب ومفترى مىدانست كه با وصف آنكه عمر نقل نهى متعه از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) كرد ، باز ابن عباس اعتنا به آن نكرد ، بلكه تجويز جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) متعه را متمسك شده ، تجويز وتحليل متعه كرد ; وهرگاه عروه ‹ 1218 › ذكر نهى شيخين كرد از اين تجويز باز نيامد ، بلكه مخالفتشان با جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) به استعجاب از مقابله نهيشان با تجويز آن حضرت روشن ومبرهن فرمود ; وهرگاه ابن عباس عمر را در نقل نهى متعه كاذب ودروغگو دانسته باشد ، بهتر از عمر - حسب مذهب سنيه - كه بوده كه ابن عباس به اخبار أو رجوع از تجويز متعه كرده باشد ؟ !
اما اينكه عمر با وصف صحت نهى جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) از متعه تمسك به آن نكرده واظهار آن ننموده ، از اين سبب ابن عباس نهى أو را از متعه لايق اعتنا ندانست ، وتجويز متعه كرده ، وهرگاه مطلع بر آن شد رجوع از تجويز [ كرد ] .
پس أولا : حسب ما استدلّ النووي بما جرى في السقيفة على بطلان النصّ على الخلافة مطلقاً ( 1 ) عدم تمسك عمر در تحريم متعه به نهى جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) - با وصف نزاع در آن - دلالت دارد بر آنكه : نهى متعه از آن
هامش
1 . مراجعه شود به شرح مسلم نووى 15 / 154 .