اما آنچه گفته : قصه ابن عباس چنين است كه خود به آن تصريح نموده كه متعه در أول اسلام مطلقاً مباح بود ، وحالا مضطر را مباح است چنانچه دم وخنزير وميته .
پس جاى شكر است كه مخاطب در اينجا اعتراف كرده به آنكه ابن عباس تصريح نموده كه : متعه در أول اسلام مطلقاً مباح بود ، واين اعتراف مخاطب با انصاف [ ! ] براي تكذيب بعض اسلاف أو - كه به سبب انهماك في الاعتساف حصر ثبوت جواز متعه در ضرورت مىنمايند ونفى ثبوت جواز مطلق در اسلام مىخوانند - كافى است كما سبق .
وهرگاه به اعتراف ابن عباس وتصريح أو جواز مطلق در أول اسلام ثابت شد ، اين هم براي الزام وافحام خصام كفايت مىكند ; چه بعد ثبوت جواز مطلق ، بر تقييد آن به اضطرار دليلي مىبايد ، وبه محض هواجس نفساني تقييد اطلاقات شرعيه نتوان كرد .
وقول ابن عباس به جواز اضطراري منافى نهى وتحريم متعه است يا نه ؟
اگر نيست ، پس چرا ردّ جناب أمير المؤمنين ( عليه السلام ) بر ابن عباس به نهى متعه بافتهاند ؟ ! وبنابر اين ثابت خواهد شد كه در حقيقت اثبات غلط در استدلال ‹ 1204 › حضرت أمير المؤمنين ( عليه السلام ) مىنمايند ، وآن شاهد جهل وحمق ايشان است .
واگر اين قول منافى است با نهى وتحريم متعه ، پس طعن متحقق خواهد
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 201
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٢٠١