حيرت است كه چسان مخاطب بر چنين كذب واضح جسارت مىفرمايد ! بار الها ! مگر آنكه تمام عالم را در ذات عالي صفات خود منحصر گرداند ، وبه سبب نشنيدن خودش - كه بسيارى از اخبار صحيحه وروايات وإفادات واقعيه [ را هم ] نشنيده - نفى شنيدن آن از همه كس نمايد ، صدور چنين خرافات از أدنى طلبه ومحصلين ، مقام صد گونه استعجاب واستغراب است چه علما وفضلاى كبار ، ولكن العصبية والعناد يحدد ( 1 ) على الكذب والإنكار .
اما آنچه گفته : چطور اباحه را مقدم توانيم كرد ؟ !
پس چون كه اباحه متعه به روايت جمعى از صحابه ثابت شده ، ودلالت كلام الهى هم بر آن دريافتى ، واجماع واتفاق بر ثبوت جواز آن واقع ، وناسخ مقبول غير ثابت ، بلكه روايات نسخ از مفتريات اسلاف سنيه است ، وقدح وجرح آن دريافتى ; لهذا اباحه مقدم باشد بلا ريب .
ودلائل عديده وبراهين كثيره بر عدم صدور نسخ متعه از جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) قبل از اين شنيدى تا آنكه بحمد الله اتفاق خود عمر بر آن قبل از اين ثابت شد .
فتواى ابن عباس وديگران به جواز متعه وعدم رجوع از آن
اما آنچه گفته : وآنچه گويند كه ابن عباس تجويز متعه مىكرد .
پس أهل حق براي الزام أهل سنت تجويز تنها ابن عباس ذكر نمىكنند ، بلكه تجويز جمعى ‹ 1203 › از صحابه وتابعين وأئمة معتمدين به تصريحات
هامش
1 . كذا ، وشايد ( يحدو ) صحيح است .