عمل به قرائت شاذّهاند ، وبه دليل وبرهان اين جواز را ثابت كرده ، وردّ شبهات منكرين فرموده [ اند ] .
واز اينجا است كه جمله [ اى ] از شافعيه هم ناچار به حجيت قرائت شاذّه قائل شدند ، ودست از مذهب امام شافعي برداشتند .
واز عجائب مقام آن است كه با وصف آنكه علامه نووى اثبات اين قرائت از ابن مسعود نموده كه حتماً وجزماً آن را به ابن مسعود نسبت داده ، باز مخاطب در باب فقهيات - به سبب مزيد تبحر واطلاع ! - مبالغه در نفى روايت قرائت ابن مسعود نموده ، چنانچه گفته :
وآنچه روايت كنند كه عبد الله بن مسعود اين آية را به اين لفظ مىخواند : ( فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ ) ( 1 ) إلى أجل مسمّى پس أول در صحت اين روايت حرف است ; زيرا كه در كتب معتبره يافته نمىشود . . . إلى آخر ( 2 ) .
عجب است كه چگونه نفى اين روايت از كتب معتبره با وصف ايراد نووى آن را در “ شرح صحيح مسلم “ مىنمايد ، حال آنكه خودش در “ رساله أصول حديث “ ، نووى را به مدح عظيم وثناء فخيم ياد كرده ، أو را بر بسيارى
هامش
1 . النساء ( 4 ) : 24 .
2 . تحفه اثناعشريه : 257 .