واين عبارت هم مثل عبارت “ تفسير كبير “ براي ابطال توهم رازي لزوم تكفير تاركين واظهار كمال فساد تمسك أو واسلافش به ترك نكير بر أصابت خلفا در افعال قبيحة واحكام شنيعه شان كافى است .
واز آخر آن واضح است كه رازي براي تجويز اظهار كفر بر حضرت إبراهيم ( عليه السلام ) احتجاج نموده به قول متكلمين به اين طور كه : ايشان تجويز اظهار خوارق عادات بر دست كسى كه دعواي الوهيت كند ، نمودهاند ; زيرا كه صورت مدعى الوهيت مكذّب دعواي أو است ، پس به ظهور خوارق بر دست أو تلبيس لازم نخواهد آمد ، همچنين قول حضرت إبراهيم ( عليه السلام ) : ( هذا رَبِّي ) ( 1 ) مفضى به اضلال نمىشود ; زيرا كه دليل فساد آن روشن است ، ودر اظهار اين كلمه منفعت عظيم است كه آن استدراج كفار است به سوى قبول دليل ، پس تكلم به اين كلمه جايز گرديد .
وهمچنين ما مىگوييم كه : ترك نكير بر قول عمر به اين سبب بود كه دليل فساد آن نهايت روشن وجلى وواضح وغير خفى بود ، چه امرى كه در عهد كرامت مهد جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله وسلم ) جايز ومباح باشد ، به تحريم ديگرى
هامش
1 . الأنعام ( 6 ) : 77 - 78 .