جواز اظهار كلمه كفر بر حضرت إبراهيم - على نبيّنا وآله وعليه السلام - براي تخليص عاقلى ( 1 ) از عقلا از كفر وعقاب مؤبد بالأولى ثابت مىشود .
پس متحقق گرديد كه اظهار كلمه كفر براي نبىّ معصوم به مصلحت شخص واحد هم جايز است ، واظهار كفر براي تخليص عالَم [ - ى ] از عقلا هم نبىّ را بالأولى جايز است ; پس اظهار موافقت در بعض مسائل فروعيه در صورت مصلحت بقاى شخص واحد يا بقاى نفوس متعددة بالأولى جايز باشد ، وسكوت وترك نكير بر بعض مسائل فروعيه خلاف حق - كه به مراتب پست تر است به وجوه عديده از ما نحن فيه بالأولى - بعده مراتب ( 2 ) - جايز باشد .
سوم : از قول أو : ( ثم إذا جاء وقت القتال . . ) إلى آخره متحقق است كه ترك صلات براي تأييد لشكر اسلام واجب است تا آنكه اشتغال به صلات وترك قتال موجب اثم ومعصيت وغضب ايزد ذو الجلال است ، پس اظهار موافقت در بعض مسائل فروعيه يا ترك نكير بر آن به سبب خوف ضرر رئيس أهل اسلام وأهل اسلام نيز واجب باشد ، وترك اظهار موافقت وايثار نكير در مقام خوف ناجايز وحرام گردد .
هامش
1 . در [ الف ] ( عاقلى ) خوانا نيست .
2 . ظاهراً مقصود اين است كه اولويت در اينجا به مراتب بسيار محقق است .